v دلایل پذیرش قطعنامه از طرف آیت الله خمینی
v اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید
v مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را بر ضد ایران تصویب کرد
v معذرت خواهی نویسنده وبلاگ الپر از علی افشاری
v خطوط کهن ايراني به اينترنت مي پيوندد
v ايران از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم خبر داد
v 'آمريکا برای حمله احتمالی هوايی به ايران برنامه ريزی می کند'
v گروگان گیری سیستان و بلوچستان
v ازدواج پستی
[ آرشیو ]
درود
شما لينك شديد
سلام سهراب جان
بهمن هم تموم شد نميخواهي وبلاگت را بروز كني !؟
عیدتون مبارک سهراب و آمنه ی عزیز
نوشته شده توسط مهران در تاريخ پنجشنبه، ۱ فروردینماه ۱۳۸۷، ۳:۳۰ صبحسلام . چه عجب اینجا درست شد ! با اینکه خیلی دیر شده ولی از صمیم قلب پیوندتون رو تبریک میگم و برای هردوتون آرزوی سلامت و شادکامی دارم .
نوشته شده توسط روح بازیگوش در تاريخ چهارشنبه، ۲۸ فروردینماه ۱۳۸۷، ۱۰:۵۴ صبحسلام سهراب خان-خوبيد؟
چون نتونستم كامنت رو در وبلاگ خود آمنه عزيز بفرستم اينجا ميفرستم:
سلام امنه جان.اميدوارم هم خودت و هم سهراب خان خوب خوب باشيدوزندگي بروفق مراد
مدت زيادي بود به اينجا سرنزدم وامروز كه اومدم ديدم فقط سه پست رو از دست داده بودم.
پستي كه بانام مناجات انتخاب كرده بودي خيلي قشنگ بود و آخرين جمله اش خيلي اشكم را درآورد.يعني من از برادرم غافل بودم كه خدا اونرو براي هميشه از من گرفت؟؟؟؟
اين ماهها اصلا حال خوبي ندارم وبسيار داغدار نازنين برادر از دست رفته ام هستم.
بگذريم به قدر كافي امروز اشك ريخته ام
اميدوارم حال روحيت بهتر شده باشه و بدون دوست عزيز" همه ما گاهي از ته دل آرزو ميكنيم كه ايكاش خدا همانقدر كه شنونده خوبي براي حرفهايمان است گوينده خوبي براي تسكينمان بود.
من هم واقعا گاهي اونقدر از دست واكنشهاي دوستانم نسبت به دردودلهاي هرزگاهم بهم ميريزم كه ترجيح ميدهم يا دروبلاگم بنويسم قسمتي از حرفهايم را براي هادي عزيزم كه ديگر نيست يا براي خدا بنويسم وبگويم و يا در دلم فقط و فقط با روح برادرم و خداي ناديده حرف بزنم.
چه ميشود كرد؟آدمها هم شكل نيستند و مثل هم نميتونند فكركنند و ظرفيتهاشون خيلي باهم فرق داره.
براي تو و سهراب خان خوشبختي آرزو ميكنم و روزهايي بسيار خوشايند
من درجايي ديگه مدتي است مينويسم.از وقتي هادي رفته اگر دوست داشتي ميل بزن كه آدرس وبلاگم رو برات بنويسم
اگر هم نه كه چيزي از ارادت من به شما وساير دوستان كم نشده ونخواهد شد
شادزي
سلام بر شما
با اوله كه به وبلاگ قشنگ شما اومدم.تصادفي اما با چه انگيزه جالبي كه باهاتون آشنا شدم.من هر شب تا ساعت 2:30 شب سر كارم.با دختر خانمي آشنا شدم كه به شدت همديگه رو دوست داريم.ميدونم الآن خوابيدن.ميخواستم مطلبي رو از نت ژيدا كنم وبراشون بفرستم تا صبح رو با لبخند آغاز كنند كه به پست شما خوردم! خوشحالم كه به هم رسيديد.براي ما هم دعا كنيد. مانع زياد داريم
يا حق
سلام شيما خانم
كامنتي كه نوشته بوديد را من امرروز كه پنجم تير است خواندم و به واقعا متاثر شدم.
شيما جان آن يادداشتي كه آمنه نوشته را من در ذهن ندارم،تا بهتر متوجه منظور شما بشوم، اما یک چیز را مطمئن هستم و آن اینکه، مرگ برادر شماهیچ ارتباطی با شما ندارد و فقط می شود آن را خواست خداوند دانست، برایت از صمیم قلب آرزوی صبر می کنم و آرزو دارم که روزهای شادی در ÷یش رو داشته باشی.
با احنرام: سهراب
سلام سهراب خان
ممنون از محبت شما و آمنه عزيز
خوشحالم كه آمنه جان را در وبلاگ جديدم ديدم
و خوشحالم كه با همه دلمشغوليهاتان هنوز دوستان(جسارتم را ببخشيد كه خودم را دوست مينامم)قديم را فراموش نكرده ايد
خدا رحمت كند همه رفتگان من جمله مادر عزيز شما و نازنين برادر مرا
روحشان شاد
شادوسلامتب باشيد
شيما
v زمستان است
v ماندن یا رفتن، سوال این است!
v تشکر و قدردانی
v مبارک بادا
v تعطیلات چطوری گذشت
v شکستن رکورد هلند
v بی عنوان
v یک شنبه
v جمعه
January 2008 (۱)
December 2007 (۱)
September 2007 (۲)
August 2007 (۱)
July 2007 (۳)
June 2007 (۱)
May 2007 (۲)
April 2007 (۱)
March 2007 (۲)
February 2007 (۳)
January 2007 (۵)
December 2006 (۲)
November 2006 (۴)
October 2006 (۴)
September 2006 (۴)
August 2006 (۵)
July 2006 (۴)
June 2006 (۲)
May 2006 (۳)
April 2006 (۸)
March 2006 (۳)
February 2006 (۱۰)
January 2006 (۱۱)
December 2005 (۱۱)
November 2005 (۱۵)
October 2005 (۱۶)
September 2005 (۱۴)
August 2005 (۱۷)
July 2005 (۱۱)
June 2005 (۱۲)
May 2005 (۶)
April 2005 (۱۲)
موزیک (۴)
ایران (۵)
بيست و يک روز (۴)
تولدی دیگر (۲۲)
جامعه (۱)
روزمره (۱۰۳)
سیاست (۱۳)
عکس (۱۱)
پاک من را هوایی کردید
نوشته شده توسط آورا در تاريخ دوشنبه، ۱۷ دیماه ۱۳۸۶، ۹:۱۶ صبح