« تشکر و قدردانی | صفحه اصلی | زمستان است »
شنبه، ۱۷ آذرماه ۱۳۸۶
ماندن یا رفتن، سوال این است!


چند وقتی از نامزدی من و آمنه گذشته و طبیعتا باید به فکر ادامه این پروسه باشم!
برگزاری یکی دو تا جشن و بعد زندگی مشترک را شروع کردن!

اما واقعیت این است که انجام این کار فقط در گفتن ساده است و زمانی که می خواهی قدم کوچکی برداری، آنموقع است که می بینی کوچکترین قدم ها مانند کوه بزرگی سد راه انسان شده اند و نمی گذارند آنطور که میخواهی به مقصودت برسی.

به همین خاطر به این فکر افتاده ام که زندگی مشترک را در خارج از ایران راه بیندازم!
البته این کار هم سختی های خودش را دارد و حداقل باید دو سال من در هلند و آمنه در ایران منتظر بماند!( تازه اگر خیلی خوش شانس باشیم که معمولا نیستیم!)

اصلا نمی شود تصور کرد که آمنه را برای دو سال تنها گذاشت و به آن طرف آب رفت!
به هرحال ما اگر همدیگر را کم هم ببینیم، حداقل این دیدار هفته ای دو بار است، حالا من باید پیش خودم تصور کنم که دیگر از این دیدارها خبری نیست، و باز مثل سابق صحبت کردن از طریق اینترنت و از این حرفها که اصلا دیگه حوصله آن را ندارم.

البته بیشتر از این نمی شود معطل کرد و با آمنه جان قرار گذاشتم که تا پانزدهم دی ماه، به من خبر بدهد که چگونه این کار را انجام بدهیم!؟
بمانیم یا برویم!

توضیح: از همه دوستانی که در مدت اخیر به وبلاگ سر زده اند و مطلب جدیدی ندیده اند معذرت می خواهم، سایت من بخاطر تغیر سرور دچار مشکلاتی شده بود که خوشبختانه حل شده است.

۴:۳۳ صبح -  سهراب
نظرات

سلام
اين تغيير سرورتون باعث شده من بلاخره بتونم اينجا كامنتي بذارم
چون براي تبريك نامزدي تون نتونستم البته چند تا ايميل براي شما فرستادم كه هيچ كدوم رو جواب نداديد نميدونم به دستتون نرسيده؟!
به هرحال براتون آرزوي خوشبختي دارم.
مشكلاتتون در ايران رو درك ميكنم چون نامزدي بهبودم رو داشتم ولي هرراهي كه صلاحتونه اميدوارم انتخاب كنيد و آينده خوبي پيش رو داشته باشيد.

نوشته شده توسط شراره در تاريخ دوشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۸۶، ۴:۲۴ بعدازظهر

سلام سهراب جان
اميدوارم هر كجاي دنيا كه هستيد در پناه حق، خوش و خرم باشيد.
من هم هميشه به وبلاگ ذوستان سرك ميكشم شما كه از قديميهاييد و ....

نوشته شده توسط reza در تاريخ دوشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۸۶، ۶:۲۵ بعدازظهر

شما متعلق به هم بودید.
مبارک است.
تاخیر در عرض تبریک رابپذیرید
شاد باشید .
آمدید هلند درخدمتتان باشیم.


نوشته شده توسط پرستو در تاريخ پنجشنبه، ۲۲ آذرماه ۱۳۸۶، ۰:۳۵ صبح

سهراب خان و آمنه عزيز
چه عجببببببببببببب
بالاخره 4خطي نوشتين
الان كه خواستم وارد وبلاگتون بشم با خودم فكركردم براي چي ميرم سر بزنم؟حتما عروس وداماد رفته اند ينگه دنيا و الان عروسكشون هم توراهه :)
امان از مشكلات دوران نامزدي كه البته شيرينيهاي خاص خودش رو هم داره.
منهم مثل شراره ي عزيزم كه مدتهاست كامنت دوني نداره كه آدم 4 خط براش حال واحوال بفرسته ودر ايميل هم هردوتنبليم"آرزو ميكنم اونچه بخيرتون هست پيش بياد و زوده زوده زود زندگي مشتركتون رو زير يك سقف آغاز كنيد.
اما خداوكيلي سهراب وآمنه ي عزيز به هيچ بهايي دور را انتخاب نكنيد.

براتون آرزوي شادي وسلامتي وخوشبختي دارم.
براي سلامتي وشفاي برادر من هم لطفادعا كنيد.
به اميدروزهاي شاد براي همه

نوشته شده توسط shima در تاريخ جمعه، ۲۳ آذرماه ۱۳۸۶، ۱۰:۵۹ بعدازظهر

سلام شراره خانم
ممنون از لطفتون و اميدوارم كه زندگي آقا بهبود سر و سامان گرفته باشد و يا به اميد خدا به زودي سر و سامان بگيرد.
در مورد ايميل بايد عرض كنم كه من متاسفانه هيچ ايميلي از شما دريافت نكردم!
ضمنا من بارها و بارها به وبلاگ شما سر زدم و هيچوقت نديدم كه قسمت نظرخواهي باز باشد تا بشود دو خطي به رسم ادب نوشت.
در هر صورت از لطف شما ممنونم.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ دوشنبه، ۲۶ آذرماه ۱۳۸۶، ۰:۵۵ صبح

رضا جان سلام
آقا من همانطور كه در وبلاگت نوشتم، طبق عادت حدودا پنج ساله به ویلاگ دوستان کما کان سر می زنم و وبلاگ شما هم یکی از آنها هست.
امیدوارم یکی از این دو اتفاق بیفتد!
یا در ایران هم خط پر سرعت ارزان قیمت بیاید( نمی دانم از قیمت ها خبر داری یا خیر؟ اما قیمت خط هزار و بیست چهار آ دی اس ال، تقریبا ماهی چهار صد هزار تومان است!)
یا اینکه کار ما درست بشود و به همان خط سه مگابایت در ثانیه با هزینه ماهی سی هزار تومانمان برگردیم!
شاد باشی رضا جان.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ دوشنبه، ۲۶ آذرماه ۱۳۸۶، ۰:۵۹ صبح

پرستو خانم سلام
خوشحالم که این چند خط کامنت شما را در اینجا دیدم.
چندین و چند بار به وبلاگتان سر زدم و دیدم که هیچ خبری نیست!
اگر قسمت ما هلند شد، حتما خدمت خواهیم رسید.
ممنون

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ دوشنبه، ۲۶ آذرماه ۱۳۸۶، ۱:۰۱ صبح

شیما خانم
من و آمنه عزیز، همیشه شرمنده لطف و محبت های شما هستیم.
از اینکه وقت می گذاری و هنوز هم به این وبلاگ نیمه بسته سر می زنی، ممنونم.
سعی می کنم که تا جایی که ممکن است به تصیحت شما در مورد انتخاب عمل بکنم.
باز هم از لطفت ممنونم و از طرف آمنه جان نیز از شما تشکر می کنم.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ دوشنبه، ۲۶ آذرماه ۱۳۸۶، ۱:۰۳ صبح

پیوندتان مبارک. آروزی روزها و سالهای شیرین و به یادماندنی براتون می کنم. می بخشی که با تاخیر تبریک می گم . در واقع تقصیر خودته چون بعد از اعلام خبر نامزدی, کامنتت را بستی. در ضمن من پیشنهاد می کنم اگر تصمیم گرفتید خارج از ایران زندگی کنید, در صورت امکان کشور دیگری غیر از هلند را انتخاب کنید.

با مهر,شیدا

نوشته شده توسط شیدا در تاريخ دوشنبه، ۲۶ آذرماه ۱۳۸۶، ۸:۵۵ بعدازظهر

سهراب و آمنه ي عزيز
اين اولين شب يلدايي است كه كنار هم هستين.درسته انشائ الله يلداهاي زيادي پيش رو دارين اما اين يكي يه چيزه ديگه است.اميدوارم به هردوتون حسابي خوش بگذره و براي عروسكاي آينده تون كلي خاطرات خوش از اين شب زيبا جمع كنين.
يلداتون مبارك
وقدر همديگر رو بدونين
شادزي

نوشته شده توسط shima در تاريخ پنجشنبه، ۲۹ آذرماه ۱۳۸۶، ۶:۲۱ بعدازظهر

دوباره مي نويسد!

نوشته شده توسط پرستو در تاريخ سه شنبه، ۱۱ دیماه ۱۳۸۶، ۲:۳۴ بعدازظهر

امیدوارم هر تصمیمی که میگیرید برایتان بهترین باشد. کنار هم حسابی خوش بگذرونید و از لودن هم لذت ببرید)( که حتما میبرید)

نوشته شده توسط آورا در تاريخ سه شنبه، ۱۱ دیماه ۱۳۸۶، ۳:۴۳ بعدازظهر
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت