« حوصله سرریز شده | صفحه اصلی | زوج بیشتره یا فرد؟ »
چهارشنبه، ۱۳ دیماه ۱۳۸۵
یک مطلب تکراری

zard.jpg

بارها در این مورد فکر کردم وبه دفعات هم مطلب نوشته ام ولی هر بار که احساس میکنم لازمه در این مورد تلنگری به خودم بزنم تصمیم می گیریم دراین زمینه چیزی بنویسم:
همیشه تا وقتی که نعمتی هست ارزش آن مشخص نیست وبرامون بودنش خیلی عادیه ولی خدانکنه روزی آن نعمت را از دست بدهیم تازه اون وقت قدر ومنزلت آن شناخته میشه .
بعنوان مثال تا زمانی که سالم هستیم نمی توانیم درک کنیم که سلامتی چه نعمت بزرگیه امروز سیزدهم دیماه است ومن در کل این ایام یعنی از اول ماه تاکنون فقط چهار روز توانسته ام بیام اداره اونهم چه آمدنی عین چهار روز را مثل پیر زنها ناله کرده ام چقدر توی این روزها حسرت یک روز بی درد را کشیدم ،همه این دردها وبی خوابیها وکلافگیها مربوط به یک بیماری ساده سرما خوردگی بوده که هنوز هم ادامه داره...
ما عادت کرده ایم در زندگی از هر فرصتی برای غر زدن وگلایه کردن از اینکه چراهمه چی طبق خواسته ما نیست استفاده کنیم ونسبت به نعمتهایی که داریم بی توجه باشیم
نمیدانم تا حالا شده فرصتی به خودمون بدهیم وبه همه اون چیزهایی که داریم فکر کنیم، تاکنون اندیشیده اید که ادامه زندگی بدون بودن برخی چیزهااصلا امکان پذیرهست یا نه ؟تنها پاسخی که به ذهن من میرسه اینه که ما صاحب وبخشنده این نعمات نیستیم، ما تنها امانتدارآنها برای یک مدت محدودیم پس قدر آنها را بدانیم وسپاسگزار بخشنده آنها باشیم

۹:۴۴ صبح -  آمنه
نظرات

شكر

نوشته شده توسط avra در تاريخ چهارشنبه، ۱۳ دیماه ۱۳۸۵، ۱۰:۴۳ بعدازظهر

عروسي چي شد اونوقت؟

نوشته شده توسط زهرا در تاريخ یکشنبه، ۱۷ دیماه ۱۳۸۵، ۰:۱۴ صبح

سلام /انشاا..بهتر شده باشید/سلامتی نعمت بزرگی است /در جواب سوالی که پرسیده بودید باید عرض کنم خیر من درس مطالبی را که مینویسم نخوانده ام بلکه کتابهای آن را میخوانم واگر مطلبی جالب بود برای دوستان نقل قول میکنم که امیدوارم مورد توجه قرا گرفته باشد.

نوشته شده توسط رضا در تاريخ چهارشنبه، ۲۰ دیماه ۱۳۸۵، ۸:۴۷ صبح
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت