v دلایل پذیرش قطعنامه از طرف آیت الله خمینی
v اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید
v مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را بر ضد ایران تصویب کرد
v معذرت خواهی نویسنده وبلاگ الپر از علی افشاری
v خطوط کهن ايراني به اينترنت مي پيوندد
v ايران از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم خبر داد
v 'آمريکا برای حمله احتمالی هوايی به ايران برنامه ريزی می کند'
v گروگان گیری سیستان و بلوچستان
v ازدواج پستی
[ آرشیو ]
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
شنبه ۱۴ اکتبر ساعت ۲۲:۰۰
خوب اول از خودم بنویسم، یا از اینجا؟
اول از خودم می گویم: برای اولین بار در زندگی، روی لب م تب خال زده است!
شاید هم اولین بار آن نباشد، اما من سابقه قبلی آن را بخاطر نمی آورم.
دلیل تب خال زدن، به نظرم ترسیدن در خواب باشد، به هرحال من هم در زندگی ام آنقدر ترسیدم، که روی لبم تب خال زده است!
یادم باشه!
اینجا چه خبر؟
امشب، شب بیست و دوم ماه رمضان است!
تا آنجا که من می دانم، امشب هم شب نزول قران است، و هم شب شهادت حضرت علی!
شهادت حضرت علی را از فیلم بازی کردن، مجری های تلویزیون ایران به راحتی می شود به یاد آورد،(مشمئز کننده فیلم بازی می کنند!) اما از نازل شدن قران کمتر خبری هست!
دلیل آن را به علت زندگی کردن در ایران نمی دانم! ( شما هم بگید نمی دانید!)
فیلم
اینجا وقتی می خواهند فیلمی از تلویزیون پخش کنند، دو سه تا کارشناس و استاد دانشگاه و مجری، دور همدیگر جمع می شوند، و راجب یک فیلم نود دقیقه ای، چهار ساعت قبل از فیلم صحبت می کنند، و چهار ساعت بعد از آن!
تا اینجای کار بد نیست، شاید قصدشان مثلا کند و کاو فیلم باشد، اما وقتی متوجه گند زدن و مزخرف بودن آن می شوی، که بصورت اتفاقی این فیلم را سانسور نشده و به عبارت بهتر، ایرانی نشده دیده باشی!
دوبله کردن فیلم که عمدا مزخرف است و نمی شود گفت که سواد آن را ندارند، اما انتخاب صداها بر روی هنرپیشه ها به قدری زشت و نا معقول است، که حیران می شوی!
موضوع فیلم هم همانطور که نوشتم، ایرانی شده و اصلا دیگر آن چیزی نیست که فیلمنامه نویس، آن را نوشته و یا کارگردان آن را ساخته است!
کمی لبخند
سلام...آقا ما سالهاست به اين فيلمهاعادت كرده ايم. چه بايد كرد؟ چه مي توان كرد؟ ظاهراً فقط مي توانيم صبر (را) بكنيم!:))
نوشته شده توسط نكته گو در تاريخ سه شنبه، ۲۵ مهرماه ۱۳۸۵، ۱۰:۲۷ صبحv زمستان است
v ماندن یا رفتن، سوال این است!
v تشکر و قدردانی
v مبارک بادا
v تعطیلات چطوری گذشت
v شکستن رکورد هلند
v بی عنوان
v یک شنبه
v جمعه
January 2008 (۱)
December 2007 (۱)
September 2007 (۲)
August 2007 (۱)
July 2007 (۳)
June 2007 (۱)
May 2007 (۲)
April 2007 (۱)
March 2007 (۲)
February 2007 (۳)
January 2007 (۵)
December 2006 (۲)
November 2006 (۴)
October 2006 (۴)
September 2006 (۴)
August 2006 (۵)
July 2006 (۴)
June 2006 (۲)
May 2006 (۳)
April 2006 (۸)
March 2006 (۳)
February 2006 (۱۰)
January 2006 (۱۱)
December 2005 (۱۱)
November 2005 (۱۵)
October 2005 (۱۶)
September 2005 (۱۴)
August 2005 (۱۷)
July 2005 (۱۱)
June 2005 (۱۲)
May 2005 (۶)
April 2005 (۱۲)
موزیک (۴)
ایران (۵)
بيست و يک روز (۴)
تولدی دیگر (۲۲)
جامعه (۱)
روزمره (۱۰۳)
سیاست (۱۳)
عکس (۱۱)
سانسور را که نگویید. افتضاح است.
نوشته شده توسط Avra در تاريخ دوشنبه، ۲۴ مهرماه ۱۳۸۵، ۰:۴۸ بعدازظهر×××××
از این هدیه لبخندی بسیار بسیار خوشم آمد. مخصوصا لب دهن این اسب آبی که شاهکار است