« توی این کوچه بدنیا اومدیم | صفحه اصلی | یک روز بد دیگر »
دوشنبه، ۲۳ مردادماه ۱۳۸۵
بالاخره آنلاین شدم


گوش شیطان کر، ظاهرا من از این به بعد می توانم آنلاین باشم!

توی این مدت که در ایران هستم، گاهی با خط های سوپر سریع ایران(!) آنلاین می شدم و آنقدر سرعت این خط ها بالا بود، که کنترل آن از دست من خارج می شد، و با سر به در و دیوار می خوردم!

در این حدود سه ماهی که من در ایران هستم، روزهای تلخ و شیرین زیادی گذشته، که بیشتر آنان قابل نوشتن هستند.
البته بسیار واضح و روشن است که روزهای شیرین آن بسیار بیشتر از روزهای تلخ است، و همه این شیرینی ها، اینقدر شیرین نمیشد، اگر آمنه جان اینجا و در این روزها نبود!

این چند خط نوشته بنده را به عنوان یک شروع دوباره و اعلام اینکه سعی می کنم از این به بعد هفته ای دو بار وبلاگ را به روز کنم بگذارید.

توضیح: سعی دارم تا آنجا که برایم ممکن باشد، عکس هایی از تهران و شهرهای دیگر، که احتمالا در آینده خواهم رفت، تهیه کنم و در این وبلاگ بگذارم.
از همه دوستانی که در این مدت این وبلاگ را فراموش نکرده، و با کامنت های خود احوالی از من پرسیده اند، تشکر می کنم.

۱۰:۲۶ بعدازظهر -  سهراب
نظرات

با هلند خداحافظی کرده اید اقا سهراب؟

نوشته شده توسط پرستو در تاريخ دوشنبه، ۲۳ مردادماه ۱۳۸۵، ۱۱:۳۶ بعدازظهر

سلام پرستو خانم
عرض كنم كه خير!
با هلند خداحافظي نكرده ام، اما به احتمال بسیار زیاد برای مدتی اینجا خواهم ماند، البته به همین زودی ها باید برگردم و سری به هلند بزنم و به امید خدا دوباره برگردم.
ممنون از احوال پرسی ها و پیغام هایی که گذاشته بودید.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ سه شنبه، ۲۴ مردادماه ۱۳۸۵، ۳:۲۷ صبح

سهراب عزیز شما همیشه به من لطف داری ولی هیچ بعید نیست که مسبب روزهای تلخ شما هم همین آمنه خانوم باشه امیدوارم همیشه شادوسلامت باشی

نوشته شده توسط آمنه در تاريخ سه شنبه، ۲۴ مردادماه ۱۳۸۵، ۴:۰۹ بعدازظهر

سلام....برگشتی پس دوباره. خوش اومدی. ایرانی از قرار معلوم. عالی. امیدوارم روزهات شیرین شیرین باشه و خوشحال و شاد و سلامت باشی همیشه. آپدیت می کنی از این به بعد پس.
آمنه خانوم...در مورد کامنتتون...آدم وقتی کسی رو دوست داره بزرگترین عامل تلخی و شیرینی روزهای زندگیش همون کسیه که دوستش داره. به نظرم نوش و نیش با هم هستن. منتها...تفاوت اینجاست: اگر تیغم زنی دستت نگیرم و گر تیرم زنی منت پذیرم. :)
اوقاتتون شیرین شیرین باشه. بهتر از عسل.

نوشته شده توسط katbalou در تاريخ چهارشنبه، ۲۵ مردادماه ۱۳۸۵، ۵:۵۹ صبح

سلام ، سلام ..چطورين شوما ؟؟ اوضاع و احوال که حتما رديفه . جناب ما از آمنه خانم جويای احوالات هستيم. بعدشم که آمنه خانم جان دق دادن دو طرفه است و همانا بدون آن زندگی هيچ کيفی نخواهد داشت . ولی مطمئن باش که شيرينی بيشتر تو ياد آدم ميمونه .

نوشته شده توسط خاتون در تاريخ چهارشنبه، ۲۵ مردادماه ۱۳۸۵، ۹:۳۵ صبح

سهراب جان
اميدوارم روزگار خوبي را بگذراني و دلتنگي اين همه سال هاي دوري جبران شود.

نوشته شده توسط پدرام در تاريخ چهارشنبه، ۲۵ مردادماه ۱۳۸۵، ۱۱:۱۵ صبح

سلام
خوشحالم كه برگشتين
خوشحالم كه اوضاع خوب وروبراهه.
سلامت وشاداب باشيد

نوشته شده توسط shima در تاريخ شنبه، ۲۸ مردادماه ۱۳۸۵، ۱۰:۵۴ بعدازظهر
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت