v دلایل پذیرش قطعنامه از طرف آیت الله خمینی
v اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید
v مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را بر ضد ایران تصویب کرد
v معذرت خواهی نویسنده وبلاگ الپر از علی افشاری
v خطوط کهن ايراني به اينترنت مي پيوندد
v ايران از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم خبر داد
v 'آمريکا برای حمله احتمالی هوايی به ايران برنامه ريزی می کند'
v گروگان گیری سیستان و بلوچستان
v ازدواج پستی
[ آرشیو ]
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
ساعت دوازده شب چهارشنبه، بیست و هفتم آوریل
بعضی از روزهای زندگی، از همان اولین ساعات شروعش با ناراحتی و چیزهایی از این دست شروع می شود!
حتی روزهایی وجود دارد که هیچ دلیل منطقی برای بد بودن آنها در خودت پیدا نمیکنی، اما باز از همان ساعات اولیه روز یک حس بسیار بد و آزار دهنده به همه سلولهای انسان نفوذ میکند، این روزها آنقدر بد هستند که برای تمام شدن و رسیدن به شب تقریبا دقیقه شماری میکنی!
چیزی که نمی دانی و بیشتر از همه نارحتی طول روز انسان را آزار میدهد، این است که ساعات شبانه این روزها نیز دست کمی از ساعات روزانه آن ندارد، و اتفاقهایی برایت میافتد که اصلا حال انسان را از زندگی کردن به هم میزند.
باز از این بدتر این است، که این روز و شب به نوعی نحس، هر هفته در یک روز خاص اتفاق بیفتد!
برای من چندی است که روزهای چهارشنبه و شب آن اینطور است، و تقریبا تمام ساعات روز و شب چهارشنبه را با یک نوع دلخوری و غم بخصوصی که نمی دانم چیست، سر می کنم!
امیدوارم که این روزها و شبهای آزار دهنده تمام بشود.
همینطور امیدوارم که این قبیل روزها و شبها در زندگی شما اصلا وجود نداشته باشد.
احساس دلتنگی زیادی دارم، ساعت حدود دوازده شب است و فکر میکنم اگر برای ساعتی به پیاده روی و قدم زدن در خیابانها بروم، بهتر می توانم این ساعت ها را بگذرانم.
برای همگی دوستان شب و روز خوش و پر از شادمانی آرزومندم.
من يك چند روزيه دچار اين حال و هوا شدم. و شديدا هم احساس دلتنگي ميكنم.
اميدوارم پياده روي كمكي كرده باشد.
خوب من که خود این روزها دلتنگترینم،چیزی نمی توانم بگویم جز اینکه آرزوکنم به زودی واژهای این وبلاگ همه تبدیل به واژه های شادمانی،چیدن لبخند،و همه زیبایی های زندگی شوند.
نوشته شده توسط پرستو در تاريخ پنجشنبه، ۷ اردیبهشتماه ۱۳۸۵، ۶:۴۵ بعدازظهرv زمستان است
v ماندن یا رفتن، سوال این است!
v تشکر و قدردانی
v مبارک بادا
v تعطیلات چطوری گذشت
v شکستن رکورد هلند
v بی عنوان
v یک شنبه
v جمعه
January 2008 (۱)
December 2007 (۱)
September 2007 (۲)
August 2007 (۱)
July 2007 (۳)
June 2007 (۱)
May 2007 (۲)
April 2007 (۱)
March 2007 (۲)
February 2007 (۳)
January 2007 (۵)
December 2006 (۲)
November 2006 (۴)
October 2006 (۴)
September 2006 (۴)
August 2006 (۵)
July 2006 (۴)
June 2006 (۲)
May 2006 (۳)
April 2006 (۸)
March 2006 (۳)
February 2006 (۱۰)
January 2006 (۱۱)
December 2005 (۱۱)
November 2005 (۱۵)
October 2005 (۱۶)
September 2005 (۱۴)
August 2005 (۱۷)
July 2005 (۱۱)
June 2005 (۱۲)
May 2005 (۶)
April 2005 (۱۲)
موزیک (۴)
ایران (۵)
بيست و يک روز (۴)
تولدی دیگر (۲۲)
جامعه (۱)
روزمره (۱۰۳)
سیاست (۱۳)
عکس (۱۱)
و براي من سه شنبه ها.
نوشته شده توسط ربل در تاريخ پنجشنبه، ۷ اردیبهشتماه ۱۳۸۵، ۴:۵۸ صبح