« سفره هفت سبن من در سال ۱۳۸۵ | صفحه اصلی | فرصت »
سه شنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۵
خواب بهاری

هر جای این وبلاگ را که نگاه می‌کنی، می بینی که یک بند انگشت خاک به روی همه چیز نشسته است!
من و وبلاگم دچار مشکل خواب بهاری شده ایم!

تا قبل از این همیشه شنیده بودم که در فصل بهار، بعضی از انسان ها دجار آلرژی های مختلف می‌شوند و بعضی از آنها دچار یک جور خواب گرفتگی عجیب می‌شوند.
امسال این اتفاق برای من افتاده است، بین ساعت چهار تا پنج بعدالظهر، به شدت دچار خواب آلودگی می‌شوم، اینهمه خستگی و نیاز به خواب داشتن را فقط در زمان هایی که دو روز و دو شب نخوابیده باشم احساس می کنم، اما ظاهرا قرار است که من فعلا هر روز مثل آدم های دو روز و دوشب نخوابیده باشم!
مقاومت کردن و نخوابیدن هم چاره کار نیست و بعد از چند ساعت نخوابیدن، دچار حالت تهوع می شوم!
نمی دانم که این چیزها چه زمان به پایان می‌رسد؟
باید تا آخر بهار صبر بکنم؟

به غیر از این، بقیه زندگی خوب پیش می رود، و مشغول انجام دادن کارهای مربوط به آن هستم.
اینکه این کارها چه چیزی هستند و مشغول به انجام چه کاری می‌باشم را قصد دارم بصورت سوپرایز بگویم!
{شما آزاد هستید که همه چیز را حدس بزنید!}
سعی می کنم که نوشتن را دوباره بصورت قبل در بیاورم و حداقل هفته ای دو بار این وبلاگ را آپدیت بکنم.

*********


عکسی که می‌بیند را چند روز قبل در فتوبلاگ گذاشتم، متاسفانه اسم این پرنده زیبا را نمی دانم.


جهت دیدن عکس با سایز بزرگتر به فتوبلاگ بروید.

۷:۴۶ بعدازظهر -  سهراب
نظرات

به قول هلندي ها هه هه !
وبلاگ نمی نوشتید،به ایمیل ها جواب نمی نمی دادید،خلاصه حسابی جای خالی شما در این فضای مجازی محسوس بود.هر روز منتظر خبری از شما بودم. خدا را شکر که خوبید و مشغول انجام کارهای مربوطه که می شود حدس زد چی هستند!
خلاصه دست مریزاد به آمنه خانم که بالاخره این سهراب خان را در کمند عشقش چنین گرفتار کرده که حتی برنامه خوابش را هم به هم زده!!!

نوشته شده توسط پرستو در تاريخ سه شنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۵، ۸:۵۴ بعدازظهر

سلام... امیدوارم هر چه زودتر این خواب بهاری به پایان برسد و به جوانه ها و شکوفه های این فصل برسید. اگر شما هر وقت چیزی بنویسید باعث دلگرمی و شادی ما هم می شود. عشق باید شادی و تحرک بیافریند نه خواب و بیحوصلگی. البته شور و زیبایی افکار و دغدغه های شمارا در این عکس بوضوح می توان احساس کرد.

نوشته شده توسط نکته گو در تاريخ سه شنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۵، ۱۰:۲۴ بعدازظهر

به به! بالاخره شما چيزكي نوشتيد. آقا جان اين اهالي وبلاگستان عادت ندارند كه شما به علت خواب الودگي بهاري ننويسيد
اميدوارم خوب باشيد. خواب اين مدلي گاهي نشانه ارامش روح است و احساس راحتي.
اميدوارم به همان كارهايي كه به نظر خيلي خيلي بوي خير و زيبايي و ...ميدهد برسيد و زودتر ما را سورپرايز كنيد.

نوشته شده توسط avra در تاريخ سه شنبه، ۲۲ فروردینماه ۱۳۸۵، ۱۰:۲۷ بعدازظهر

سلام سهراب جان ...به نظرمن كه يك فرد خواب آلودم خواب آلودگي خيلي بهتر از بي خوابيه !اميدوارم از خستگي نباشه.

نوشته شده توسط ameneh در تاريخ چهارشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۵، ۲:۴۱ بعدازظهر

پرستو خانم
من ایمیل شما را یک شب قبل از نوشتن این پست خواندم.
ببخشید که در جواب دادن آن کمی کوتاهی کردم.
ممنون از احوالپرسی و به یاد بودن.
شاد باشید

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ چهارشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۵، ۵:۰۸ بعدازظهر

ابی جان
ممنونم از لطفت، و عرض می کنم که نوشته های زیبای شما نیز باعث دلگرمی من و بسیاری دیگر از کسانی که وبلاگهای شما را می خوانند می شود.
چیزی که در مورد رقص آن دختر بچه نوشته بودی بسیار عالی و شیرین بود

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ چهارشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۵، ۵:۱۱ بعدازظهر

آورا خانم
خود من هم از ننوشتن و خواب آلودگی که این روزها دچار آن شده ام، راضی نیستم و امیدوارم که این دوره به زودی تمام بشود و من در خدمت شما دوستان باشم.
اما در هر صورت این وبلاگ را فعلا هفته ای دو بار به روز خواهم کرد.
ممنون از لطفتون نسبت به وبلاگ و من.
شاد باشید

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ چهارشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۵، ۵:۱۵ بعدازظهر

آمنه عزیز سلام
عزیز جان دیگه شما می دانید که بنده در حالت معمولی دو تا سور به هر چی جغد هست می زنم!
این خواب فقط دلیلش می تواند همان حساسیت های بهاری باشد، و به امید خدا به زودی رفع خواهد شد!
ممنونم از لطفت عزیز.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ چهارشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۵، ۵:۱۸ بعدازظهر

منم
منم همین جوری شدم فقط می خوام بخوابم!!!

نوشته شده توسط بچه محل در تاريخ پنجشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۵، ۲:۴۱ صبح

اولا نمیگفتی هم حدس میزدیم که چیکار داری میکنی ! دوما قبلاها وقتی غیبت داشتی نگران میشدم ولی حالا نگران نمیشم چون یه جای دیگه تو اینترنت هست که میشه آدم بره سر بزنه و مطمئن بشه که حالت خوبه ! از ته دل برای هردوتون خوشحالم .

نوشته شده توسط روح بازیگوش در تاريخ پنجشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۵، ۱۰:۳۶ صبح

روح بازیگوش
به کجا سر می زنی به غیر از اینجا؟
میشه آدرسش را به من هم بدهی، تا اگر نگران خودم شدم به آنجا سر بزنم!

ما هم از ته دل از شما ممنون هستیم.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ پنجشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۵، ۱۰:۲۶ بعدازظهر
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت