« لینک | صفحه اصلی | کمی مریض، کمی ناخوش »
شنبه، ۶ اسفندماه ۱۳۸۴
طولانی تر از شب يلدا

شنبه، ساعت ۶:۳۰ بامداد به وقت اينجا و ۰۹:۰۰ صبح به وقت ايران.


ديشب تا امروز صبح به اندازه ده تا شب يلدا براي من طولاني بوده است!


براي اينکه شب را به صبح برسانم، دو بار از منزل بیرون رفتم و حدود دوساعت در خیابان‌ها قدم زده‌ام.
درست هست که دو ساعت از شب را اینطوری گذراندم، اما سرمای هوا پاهام آزار می‌دهد و حالا بايد تا شب ده بار آنها را با آب گرم ماساژ بدهم تا بلکه کمي ارامتر بشوند.


يک خشاب پر قرص هم که خوراک هست، از قرص برای پا دردر بگیر تا قرص‌های راام بخشی که گاهی انگار تنها کاری که انجام نمی‌دهند همان آرام کردن انسان است!


خدایا ما را هم که آفریدی، اسم انسان را بر روی مان گذاشتی، لطفا کمی از چیزهای دیگر که به انسان های دیگر می دهی را به من هم بده!


اگر هم نمی توانی و آنقدر ناتوان هستی، دیگه خودت بیخیال بشو و ول کن برو، تا من هم تکلیف خودم رابا خلقت بدانم!


پاهام نمی‌گذراند که تایپ بکنم، اول اینها را ماساژ بدهم وبعد منتظر روشن شدن هوا بمانم!
فکر کنم اینطور به خودم بیشتر کمک کردم و وقت شما را هم نگرفتم!


پی نوشت: ببخشید که یک مقدار زیادی چرت و پرت نوشتم، بگذاریدبه حساب بی خوابی، قرص هایی که خوردم و نمی دانم اثر کرده یا خیر و همینطور درد پاهام.


شاد باشید.

اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت