v دلایل پذیرش قطعنامه از طرف آیت الله خمینی
v اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید
v مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را بر ضد ایران تصویب کرد
v معذرت خواهی نویسنده وبلاگ الپر از علی افشاری
v خطوط کهن ايراني به اينترنت مي پيوندد
v ايران از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم خبر داد
v 'آمريکا برای حمله احتمالی هوايی به ايران برنامه ريزی می کند'
v گروگان گیری سیستان و بلوچستان
v ازدواج پستی
[ آرشیو ]
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
در اين چند وقت اخير، تقریبا تمام مطالبی که در رابطه با ازدواج هستند را در اینترنت میخوانم.{برای روز مبادا!}
چند روز قبل یک گزارش در مجله خانواده سبز را می خواندم، برای من تیتری که انتخاب کرده بودند، بیشتر شبیه به یک شوخی بود، اما وقتی آن را خواندم، متوجه شدم که شوخی نیست و این دیوانه بازی را کسی در آورده است!
عنوان گزارش، امیرحسین ۶ ساله با هانيه ۴ ساله نامزد شدند!
پدر داماد ۶ ساله که بيست و هفت سال دارد، به خبرنگار گفته است، آرزوی داماد شدن پسرم را داشتم، به همین خاطر این مراسم را با حضور ششصد مهمان در یک تالار برگزار کردم.
وقتی گزارش را خواندم، به نظرم رسید که این دو پدر { پدر دختر و پدر پسر} هنوز دوست دارند که عروسک بازی بکنند، منتها حالا به جای عروسک، از بچه استفاده می کنند!
اما وقتی گفتههای پدر داماد را با دقت بیشتر خواندم، احساس کردم که این مراسم و انجام دادن آن به این مفصلی، فقط می تواند آرزوهای نه چندان دور یک نفر باشد!
به زبان ساده تر، پدر این پسر بسیار دوست داشته که مراسم عروسی خود را اینگونه برگزار بکند و جلوی دوست و آشنا خوش به حالش بشود، هفت هشت سال پیش نتوانسته این کار را بکند و هنوز داغ بی پول بودن آن زمان در سینه اش تازه است!
شاید اینگونه بتواند خودر را کمی خنک بکند و راضی تز زندگی بکند!
اگر خوصله خواندن این گزارش را دارید، اینجا کلیک بکنید، بعد نظرتان را با من تقسیم کنید.
چندان هم بد نيست!
نوشته شده توسط mokashefeh در تاريخ شنبه، ۱۵ بهمنماه ۱۳۸۴، ۰:۳۰ بعدازظهرسلام آقاسهراب...بهتر بود داغ عروسي مختصرشون را(در زمان تنگدستي)با يك جشن سالگرد(كه حتما روشون نميشده)حالا كه به نون ونوائي رسيدند جبران ميكردند نه اينكه با دعوت 600 نفرزيبايي وقداست ازدواج را لكه دار كنند.درضمن آقاي مرادي بهتر است در مورد ازدواج توصيه اي نفرمايند چون متاسفانه فاقد صلاحيت هستند.
نوشته شده توسط ameneh در تاريخ یکشنبه، ۱۶ بهمنماه ۱۳۸۴، ۸:۵۰ صبحv زمستان است
v ماندن یا رفتن، سوال این است!
v تشکر و قدردانی
v مبارک بادا
v تعطیلات چطوری گذشت
v شکستن رکورد هلند
v بی عنوان
v یک شنبه
v جمعه
January 2008 (۱)
December 2007 (۱)
September 2007 (۲)
August 2007 (۱)
July 2007 (۳)
June 2007 (۱)
May 2007 (۲)
April 2007 (۱)
March 2007 (۲)
February 2007 (۳)
January 2007 (۵)
December 2006 (۲)
November 2006 (۴)
October 2006 (۴)
September 2006 (۴)
August 2006 (۵)
July 2006 (۴)
June 2006 (۲)
May 2006 (۳)
April 2006 (۸)
March 2006 (۳)
February 2006 (۱۰)
January 2006 (۱۱)
December 2005 (۱۱)
November 2005 (۱۵)
October 2005 (۱۶)
September 2005 (۱۴)
August 2005 (۱۷)
July 2005 (۱۱)
June 2005 (۱۲)
May 2005 (۶)
April 2005 (۱۲)
موزیک (۴)
ایران (۵)
بيست و يک روز (۴)
تولدی دیگر (۲۲)
جامعه (۱)
روزمره (۱۰۳)
سیاست (۱۳)
عکس (۱۱)
اصلا همه پدر مادر ها عقده هاشون رو سر بچه هاشون خالي ميكنند.
نوشته شده توسط bachehmahal در تاريخ جمعه، ۱۴ بهمنماه ۱۳۸۴، ۱۰:۵۰ بعدازظهريك نمونه ديگرش هم خودمم!
ولي بازم اين بچه قاطي مرغا شد ولي ما كه نه؟! :(