« تولدی دیگر | صفحه اصلی | چه خبر؟ »
پنجشنبه، ۲۹ دیماه ۱۳۸۴
تشکر می‌کنيم و ادامه می‌دهيم

خوب ببخشيد که براي چند روزي اين تابلو اعلام کارهاي خير و نيمه متاهل شدن بنده بر سر در اين وبلاگ ماند!
راستش روزی که نوشته قبلی را در وبلاگ گذاشتم، نیت داشتم که آن نوشته فقط برای مدت بیست و چهار ساعت بر روی سایت باشد و بعد از آن نوشته بعدی را بر روی وبلاگ بگذارم.
اما احساس کردم که در این مدت کوتاه ممکن است که بعضی از دوستانی که کمی دیر به دیر به وبلاگ سر می‌زنند و معمولا نیز نوشته های قبلی را نمی‌خوانند، پست قبلی را نبینند و در جریان قرار نگیرند.
از آنجایی که تصمیم بنده برای این امر خیر بسیار جدی است و با کمک خداوند و یاری آمنه خانم قصد دارم تا ته خط را بروم، به اینطریق خواستم که خیال همه و از همه مهمتر خودم را راحت بکنم که به امید خدا دیگر کار از کار گذشته و حتی اگر سنگ از آسمان ببارد، من حاضر نیستم که قدمی به عقب بردارم!
آمین


تشکر


من در جواب تک تک دوستانی که در نظرخواهی این وبلاگ و همینطور وبلاگ آمنه خانم، لطف کرده بودند و نظر داده بودند و ما را مورد لطف خود قرار داده بودم، یک جواب کوتاه نوشتم.
اما اینجا نیز یکبار دیگر از طرف خودم و از طرف آمنه خانم از همه شما دوستان تشکر می‌کنیم، و برای شما نیز روزهای پر از شادی، به همراه تندرستی آرزو داریم.
{ چقدر خوب است که دیگر مجبور نیستم که دائم از کلمه "من" استفاده بکنم و به جای آن می شود گاهی از کلمه مقدس "ما" استفاده کرد!
دوستان گرامی، ما از لطف شما ممنون هستیم.


ادامه زندگی


مطلب آخر اینکه قرار نیست درب این وبلاگ تخته بشود و دیگر نوشته ای در آن نیاید.
من که طبق معمول در اینجا خواهم نوشت، و اگر آمنه خانم نیز بخواهد می‌تواند همينجا نيز گاهي بنويسد، ضمن اینکه وبلاگ خود ایشان نیز همیشه چراغش روشن است.
به امید روزهای بهتر و خوب تر، برای شما و برای ما.

۱:۲۰ صبح -  سهراب
نظرات

:)
شاد باشيد هميشه. :) بي خبر نگذارين.

نوشته شده توسط katbalou در تاريخ پنجشنبه، ۲۹ دیماه ۱۳۸۴، ۳:۱۶ صبح

آمين.

نوشته شده توسط avra در تاريخ پنجشنبه، ۲۹ دیماه ۱۳۸۴، ۶:۵۸ صبح

اول از همه تاخیر من را هردو عزیزان ببخشند.
این زیباترین رخداد2006 می تواند برای من و بقیه دوستانتان باشد و برای هر دو شما شگفت انگیز ترین چیزی که در زندگی می تواند وجود داشته باشد:آغاز دوست داشتن.
از شادی شما دوستان شادم.و زندگی در برابر هردوی شما که مملو از مهربانی و عشقید تنها می تواند مهربان و نیک باشد.

نوشته شده توسط parastoo در تاريخ پنجشنبه، ۲۹ دیماه ۱۳۸۴، ۲:۱۸ بعدازظهر

جهت یادآوری آقا سهراب !
اقامت عروس خانم در ایران سبب نشود که ما که هلند ساکن هستیم را از جشن محروم کنید ها!
به هر حال جشن در هلند فراموش نشود. ما هم که دعوتیم انشالله!

نوشته شده توسط parastoo در تاريخ پنجشنبه، ۲۹ دیماه ۱۳۸۴، ۴:۰۵ بعدازظهر

كتي جان
ممنون و آرزوي شادي براي شما و همسر گرامي ات داريم.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ پنجشنبه، ۲۹ دیماه ۱۳۸۴، ۴:۵۱ بعدازظهر

آورا خانم
مطمئنا خداوند نفس بنده هايش را شهيد نمي كند!
آمين
ممنون

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ پنجشنبه، ۲۹ دیماه ۱۳۸۴، ۴:۵۲ بعدازظهر

پرستو خانم
من آرزو مي كنم كه اين رخداد، تنها یکی از زیباترین رخدادهای سال دوهزار و شش برای شما باشد، و یکی از کوچکترین آنها!
در رابطه با دوست داشتن، چند ماهی از "دچار" شدن می گذرد، احساس بسیار شیرینی است که خوشبختانه شما تجربه آن را دارید.
در مورد جشن گرفتن در هلند، اگر قرار شد آمنه خانم به هلند بیایند،حتما.
برای شما و همسرتان آرزوی شادی بسیار دارم.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ پنجشنبه، ۲۹ دیماه ۱۳۸۴، ۶:۰۰ بعدازظهر

سهراب جان

میبینم که حرکت های شیرینی شروع شده در زندگی ات. :)
شاد و سلامت باشي و ايام به كام

نوشته شده توسط پدرام در تاريخ جمعه، ۳۰ دیماه ۱۳۸۴، ۱:۱۱ صبح

پدارم جان سلام
چه عجب از اين طرف ها قربان؟!
مگر اينكه من قصد ازدواج بكنم تا دوستاني مثل شما از من يادي بكنند و پيغامي بگذارند!:)
من هم آرزو مي كنم كه شما و همسر گرامي ات هميشه شاد و تندرست باشيد.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ جمعه، ۳۰ دیماه ۱۳۸۴، ۴:۴۰ بعدازظهر
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت