v دلایل پذیرش قطعنامه از طرف آیت الله خمینی
v اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید
v مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را بر ضد ایران تصویب کرد
v معذرت خواهی نویسنده وبلاگ الپر از علی افشاری
v خطوط کهن ايراني به اينترنت مي پيوندد
v ايران از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم خبر داد
v 'آمريکا برای حمله احتمالی هوايی به ايران برنامه ريزی می کند'
v گروگان گیری سیستان و بلوچستان
v ازدواج پستی
[ آرشیو ]
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
نوشتهٔ قبلی وبلاگ را با عنوان زندهبگور بر روی شیکه گذاشتم، آن چیزی که خواندید، نه داستان بود و نه تخیالات یک انسان مریض!
حقایقی بود که ناخواسته به سراغ من میآیند.
حتما بسیاری از انسانها ه غیر از احساس پنجگانه مشترکی که در همه وجود دارد، دارای نوعی احساسات دیگر نیز هستند که نمیشود بر روی آن نام گذاشت.
گاهی فشار این احساسات آنقدر زیاد است که میتوان مرگ روح را در آن دید، گاهی و فقط گاهی، انسان ها چنان روحت را به بازی میگیرند و یا آزار میدهند که ناخواسته برای روحت گریه میکنی، و آرزو میکنی که تمامی این احساسات یک خواب باشد ویا یک نوع توهم که از تنهایی ریشه گرفته است!
اما متاسفانه و یا خوشبختانه اینطور نیست و همه آن چیزی که ناخواسته فهمیده ای، مو به مو در جای دیگری از دنیا اتفاق افتاده است.
می گویم "متاسفانه" به این دلیل که تمامی این احساسات از کسانی به تو می رسند که به نوعی با آنها در تماس هستی و وقتی آزار میبینی که کسی را دوست داری و او با انجام کاری دلت را به خون میکشد! و "خوشبختانه؛ به این علت که بسیار زود از بسیاری از اتفاقها آگاه میشوی و سعی در جلوگیری و یا مداوا میکنی.
این احساس غریب که نمیدانم خوب است و یا بد را از مادرم به ارث بردهام و خودم برای به دست آوردن آن کاری نکردهام.
اما به نظرم میرسد که قرار گرفتن در شرایط غربت و مشکلات آن باعث شده که این احساس بسیار قوام بیاید و در تمام وجود من ریشه بدواند.
توضیح: این نوشته کوتاه را به این دلیل در وبلاگ آوردم تا بلکه نگرانی بعضی از دوستان که ایمیل داده بودند را برطرف بکنم. واقعیت این است که نمیتوانم چیزی بیشتر در مورد این نوع احساسات که در من وجود دارند و واقعی هستند بنویسم.
نه اینکه نمیخواهم در مورد آن صحبت بکنم، نمیتوانم آن را تعریف بکنم و برای تعریف کردن آن نیاز به کمک دارم.
واسه وجود عشق و چگونگيش اگه دوست داشتي اين وبلاگ رو ببين: www.deltangiha2000.persianblog.com
و www.javabet.persianblog.com
که هر دو مال یه دخترخانومه که به نظر من یه عاشق واقعی یه...
تازه، دیگرون هر چی می خوان بگن، عشق ورزی تو می تونه با همه مردم عالم فرق داشته باشه.
امیدوارم حالتون بهتر بشه.
نوشته شده توسط دخترک در تاريخ شنبه، ۳ دیماه ۱۳۸۴، ۶:۳۰ صبحسلام، برای دلت، خوشی و برای تنت سلامتی آرزو می کنم؛
نوشته شده توسط نکته گو در تاريخ شنبه، ۳ دیماه ۱۳۸۴، ۶:۳۵ صبحعالیه..................... و زیبا.
راستی واسه تبلیغ ویژه پولم میگیرید؟ یا رایگانه اگه رایگان نیست مبلغش چقدره؟
در صورت ممکن لطفا جوابمو تو اولین فرصت بدهید.
نوفق باشید.
خدانگهدار.
راستي آي دي تونم اد كردم.
نوشته شده توسط توحید زاهد در تاريخ شنبه، ۳ دیماه ۱۳۸۴، ۹:۰۸ صبحسلام آقاسهراب...خداروشكر كه بهترهستيد ومتاسفم كه اين مشكلات ازكسي رسيده كه دوسشون داريد!!من از بيگانگان هرگز ننالم كه هرچه بامن كرد آن آشناكرد.
نوشته شده توسط ameneh در تاريخ شنبه، ۳ دیماه ۱۳۸۴، ۱۱:۱۱ صبحچه خوب كه الان بهتريد..
نوشته شده توسط mokashefeh در تاريخ شنبه، ۳ دیماه ۱۳۸۴، ۲:۱۹ بعدازظهرشيما خانم
گذر زمان دردها را كم و زخم ها را مداوا مي كند و امثال من محكوم هستيم به ادامه زندگي!
از لطفت ممنونم.
دخترك
اگر فرصت كردم حتما به آن وبلاگ ها كه آدرسش را گذاشته ايد سر خواهم زد.
ممنون
ابي عزيز
من هم بري شما و خانواده گرامي ات سلامتي و تندرستي و شادابي آرزومندم دوست گرامي.
آقاي توحيد زاهد
من متوجه منظور شما نشدم!
چي پولي هست و يا مجاني؟
در مورد آي دي هم بايد بگويم كه متاسفانه من از آن اي دي ها براي انلاين شدن استفاده نمي كنم.
موفق باشيد.
آمنه جان سلام
عزيز همه اينها كه نوشتم يك طرف.
طرف ديگر قضيه اين است، هر چه كه از كساني كه دوستشون دارم به من برسد به نوعي خوب است عزيز!
ممنونم از لطفت.
مکاشفه
ممنون از لطف شما، و من برای شما تندرستی و شاد بودن روحتان را آرزومندم.
در درون این حس (که به عقیده من موهبتی است خدایی)نیرویی هست که چیزی را می بیند و می شنود که هنوز خیلی ها قادر به درکش نیستند.این را زمانی فهمیدم که همین حست ،روزن امیدی به من نمایاند.
در مورد شرح این حس و درک ، به نظر من تنها راه شرحش به کار نبردن هیچ ابتکاری و انجام ندادن هیچ کاری است زیرا در این لحظه های سکون بخش نهان این حس است که فعال می شود.
پرستو
صميمانه اميدوارم كه اين احساسات، اگر برای صاحب خود زیاد خیر و برکتی ندارد، اما باعث بشود که همان روزن کوچک امید را در دل دیگران بوجود بیاورد.
آرزو می کنم که به تمام خواسته های خود برسید.
v زمستان است
v ماندن یا رفتن، سوال این است!
v تشکر و قدردانی
v مبارک بادا
v تعطیلات چطوری گذشت
v شکستن رکورد هلند
v بی عنوان
v یک شنبه
v جمعه
January 2008 (۱)
December 2007 (۱)
September 2007 (۲)
August 2007 (۱)
July 2007 (۳)
June 2007 (۱)
May 2007 (۲)
April 2007 (۱)
March 2007 (۲)
February 2007 (۳)
January 2007 (۵)
December 2006 (۲)
November 2006 (۴)
October 2006 (۴)
September 2006 (۴)
August 2006 (۵)
July 2006 (۴)
June 2006 (۲)
May 2006 (۳)
April 2006 (۸)
March 2006 (۳)
February 2006 (۱۰)
January 2006 (۱۱)
December 2005 (۱۱)
November 2005 (۱۵)
October 2005 (۱۶)
September 2005 (۱۴)
August 2005 (۱۷)
July 2005 (۱۱)
June 2005 (۱۲)
May 2005 (۶)
April 2005 (۱۲)
موزیک (۴)
ایران (۵)
بيست و يک روز (۴)
تولدی دیگر (۲۲)
جامعه (۱)
روزمره (۱۰۳)
سیاست (۱۳)
عکس (۱۱)
سلام سهراب عزيز
نوشته شده توسط shima در تاريخ شنبه، ۳ دیماه ۱۳۸۴، ۵:۵۸ صبحخيلي خوشحالم كه بهتريدوبرگشتيد.ازخوندنه مطلب قبليتون خيلي دلگيرشدم وكاملاحستون كردم.بلكه واقعيت اينه كه باهاتون كاملاموافقم كه روح ممكنه چندباربميره ومن خودم چندباري دچارچنين مرگي شدم و...خوشحالم كه حالابرگشتيدبه زندگي چون واقعيت اينه كه هرچقدرهم زجربكشيدخودتون تنهاييدوبايدخيلي زودبرگرديدبه زندگي تاازقافله حركت خيلي عقب نيافتيد.
خيلي وقتابايدفراموش كردورفت جلو"زندگي همينه ديگه فرازونشيب .
هميشه تنتون سالم وروحتون شادباشه
ارداتمند
شيما