v دلایل پذیرش قطعنامه از طرف آیت الله خمینی
v اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید
v مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را بر ضد ایران تصویب کرد
v معذرت خواهی نویسنده وبلاگ الپر از علی افشاری
v خطوط کهن ايراني به اينترنت مي پيوندد
v ايران از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم خبر داد
v 'آمريکا برای حمله احتمالی هوايی به ايران برنامه ريزی می کند'
v گروگان گیری سیستان و بلوچستان
v ازدواج پستی
[ آرشیو ]
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
ظاهرا همه کارهای من برعکس آدمیزاد است، و نمیتوانم مثل بقیه انسانها رفتار بکنم!
معمولا کسانی که وبلاگ مینویسند، سعی می کنند با نوشتههایشان، چنانچه اخلاق مناسبی برای برخورد با دیگران نداشته باشند، در وبلاگ خودشان این اشکال را برطرف کنند!
ظاهرا کار ساز نیز هست و بسیار ی از مردم اخلاق نویسنده وبلاگ را همان می دانند که در وبلاگ خواندهاند و یک چنین تصویری از نویسنده در ذهن خود ترسیم می کنند.
اما در مورد من موضوع کاملأ برعکس شده است!
به این صورت که من همیشه سعی میکنم، در زندگی عادی و برخوردهای روزمره، اخلاقم و برخوردم به گونهای نباشد که باعث بشوم طرف مقابل احساس بکند که من چه آدم تند و تیزی هستم، و یا آدم مغرور ی هستم و یا اینکه مثلا دلم نمیخواهد با کسی برخورد داشته باشم.
اما اینجا و در وبلاگ همانطور که نوشتم موضوع کاملا برعکس شده است، و در این مدتی که وبلاگ مینویسم، چندین بار از دوستانی که به وبلاگ سر میزنند شنیدهام که به نظر آنها من آدم بسیار خشن، و مغرور و تند زبانی هستم و چند نفر نیز اصطلاحاتی برایم به کار بردهاند، مانند سیم خاردار، و یا آدم پر خار و یکی دیگر نیز می گفت که دیوارهایی که من به دور خودم کشیدهام، بسیار بلند است!
خلاصه مطلب اینکه من احساس سیم خاردار بودن میکنم!
شما راجب من چه نظری دارید؟
سلام...آقا سهراب! بايد بگم اگه کسي با شما آشنا نباشه و مثلاً يکي و دو بار نوشته هاي شما رو بخونه شايد چنين قضاوتي رو بکنه ولي اونهايي که مدتي با شما و نوشته هاي شما انس مي گيرند متوجه ي خلق و خوي لطيف و مهربان شما مي شوند و سوء تعبير نمي کنند. حداقل من که اينجوري هستم. البته اين نکته رو هم قبول دارم که بعضي ها سعي مي کنند از خودشان شخصيت موجهي رو در وبلاگشان به نمايش بگذارند و براي همين از ترفندهاي مختلفي استفاده مي کنند ولي شما سعي مي کنيد با صداقت مسائلي را که با روبرو شده يا خواهيد شد بيان کنيد واين خودش براي بعضي ها، شما رو خشن و تند زبان جلوه مي ده.
نوشته شده توسط نکته گو در تاريخ چهارشنبه، ۱۶ آذرماه ۱۳۸۴، ۰:۲۱ بعدازظهرسلام آقاسهراب...بايد حس جالبي باشه وطعم گسي داشته باشه تا حالا نشنيده بودم!!!اماحس مي كنم عكسي كه اون بالا گذاشتين عكس شما نباشه يه شاخه گل سرخ با چند تاخار دوست داشتني بهتون بيشتر مياد!!!داشتن چند تايي خار براي همه لازمه!!
نوشته شده توسط ameneh در تاريخ چهارشنبه، ۱۶ آذرماه ۱۳۸۴، ۲:۴۱ بعدازظهرسهراب اصلا اينطور نيست من هيچ كس مثل تو توي اين دنياي مجازي نديده ام!
و اگه كسي چيزي گفته شايد دوري از وطن باشه و شما...
سلام آقاي سهراب عزيز
خوبيد؟
تونوشته هاي شماگاهي صراحت وتندي زيادي ديده ميشه ولي به قول دوست عزيز"نكته گو"اگه كسي مرتب باشماحركت كرده باشه چنين احساسي نخواهدداشت كه شماهمچون خارهستيد.به من هم هميشه ميگفتندوهنوزم گاهي ميگن تودورخودت ديواركه كشيدي هيچي كلي هم گلهاي پرازخارپيچي روي اين ديواررشددادي كه مباداكسي به حريمت نفوذكنه ولي جاي شكرش باقيه كه بقول آمنه جان بحث گل هم دراين ميان هست.
خرده نگيريدنه به خودتون نه به ديگران مهم اينه كه خودتون راجع به خودتون چه حسي داشته باشيدبطور كلي نه هرزگاهي كه هركدوممون ممكنه دچارنوسانات روحي بشيم.
شادوسلامت وسربلندباشيد
دوست خوب ومهربون ولي كمي عصباني
شيما
اخلاقت تنده حرف هم نداره
مثل خروس جنگي هم مي موني
كلي هم اصول داري و اصولگرايي و پدر همه را هم با اصولت در مياوري
مهريان هم هستي از نوعي که خر شهر قصه مي گفت که باباش اول با کمربند مي زدتش و بعد برايش گريه مي کرده
اشكالي هم نداره ... يكجورهايي هم در اين دوره ي چرب زباني ها و قربان صدقه رفتنها و نگاه كردن ادمها به موقعيت و مناصب اطراف مقابل بامزه است
ليلاي ليلي
نشسته در جاي گرم و نرم خود در امريكاي شمالي و مشغول زدن آروغهاي روشنفكري :)))
سلام . با وبلاگ شما از طريق وبلاگ نازنين نگار عزيز آشنا شدم . فعلا نميتونم در مورد سيم خاردار بودنتان نظري بدم . بايد حسابي وبلاگتون رو بخونم و بعد نظر قطعي صادر كنم . به هر حال از آشنائيتان خوشحال شدم . زنده باشيد !
نوشته شده توسط آينا در تاريخ جمعه، ۱۸ آذرماه ۱۳۸۴، ۲:۲۱ صبحاصلا این طور نیست. به نظر من چیزی که در تو خیلی واضح دیده می شه، محبت و دوستی ست.
نوشته شده توسط فروغ در تاريخ جمعه، ۱۸ آذرماه ۱۳۸۴، ۵:۵۲ بعدازظهراز همه دوستاني كه لطف كردند و نظر خود را در اينباره نوشتند تشكر مي كنم.
خوب بودن و مهرباني شما، باعث دلگرمی بنده است.
سپاسگزارم.
v زمستان است
v ماندن یا رفتن، سوال این است!
v تشکر و قدردانی
v مبارک بادا
v تعطیلات چطوری گذشت
v شکستن رکورد هلند
v بی عنوان
v یک شنبه
v جمعه
January 2008 (۱)
December 2007 (۱)
September 2007 (۲)
August 2007 (۱)
July 2007 (۳)
June 2007 (۱)
May 2007 (۲)
April 2007 (۱)
March 2007 (۲)
February 2007 (۳)
January 2007 (۵)
December 2006 (۲)
November 2006 (۴)
October 2006 (۴)
September 2006 (۴)
August 2006 (۵)
July 2006 (۴)
June 2006 (۲)
May 2006 (۳)
April 2006 (۸)
March 2006 (۳)
February 2006 (۱۰)
January 2006 (۱۱)
December 2005 (۱۱)
November 2005 (۱۵)
October 2005 (۱۶)
September 2005 (۱۴)
August 2005 (۱۷)
July 2005 (۱۱)
June 2005 (۱۲)
May 2005 (۶)
April 2005 (۱۲)
موزیک (۴)
ایران (۵)
بيست و يک روز (۴)
تولدی دیگر (۲۲)
جامعه (۱)
روزمره (۱۰۳)
سیاست (۱۳)
عکس (۱۱)
من فكر ميكنم اين قسمت تند و تيزي شما و رك و صريح بودنتان در اين محيز بيشتر خودش را نشان ميدهد چون اينجا راحت تر و بدون قوانين دست و پا گير بيرون ميتوانيد حرف دلتان را بزنيد. اما مطمينا اين تنها وجه شما نيست.
نوشته شده توسط avra در تاريخ چهارشنبه، ۱۶ آذرماه ۱۳۸۴، ۱۰:۳۳ صبحبه هر حال:
شما از نظر من انساني رك- كمي تيز و تند- اهل كمك-نكته سنج - و رد نوع خود مهربان