« معرفی وبلاگ | صفحه اصلی | ۳۰ گیگابایت فضا برای ایمیل »
دوشنبه، ۱۶ آبانماه ۱۳۸۴
معرفی یک فیلم

چند روز قبل داشتم در یکی از سایت‌هایی که معمولا فیلمهای ایرانی را از آنجا دانلود می کنم و می‌بینم پرسه می‌زدم، تا شاید فیلم به درد بخوری پیدا بکنم و تماشا کنم.
یکی از فیلم‌ها به نام داستان پائیزی را باز کردم و شروع به خواندن خلاصه فیلم کردم.
در توضیح فیلم نوشته شده بود:
« رویا با رفتار غیر عادی شروع به از بین بردن رابطه قشنگ خود با همسرش می کند، رفتار او بوی خیانت می دهد!»
راستش وقتی این جمله را خواندم از تعجب شاخ در آوردم!
در مملکت جمهوری اسلامی به فیلمی اجازه ساخت داده شده که در آن زنی به همسر خود خیانت می‌‌کند؟
همین موضوع باعث شد که فیلم را دانلود بکنم و آن را ببینم. از آنجا که ممکن است شما نیز بخواهید فیلم را ببینید، زیاد تعرف نمی کنم که داستان آن چه بود و فقط یکی دو نمونه از ایرادهایی که به چشم من به عنوان یک بیننده بی‌سواد آمد را در اینجا می‌نویسم.
فیلم با یک مراسم جشن تولد برای رویا شروع می‌شود، و دوستان رویا و او شوهرش را با یک سوپرایز مواجه می‌کنند.
بعد از آن دیگر همه داستان به این مربوط است که رویا و شوهرش اگر یک لحظه از هم دور باشند، می‌میرند و همینطور ادامه پیدا می کند.
کمی که از فیلم می گذرد، تلفن های مشکوکی به خانه می‌شود که تلفن کننده به شوهر رویا جواب نمی دهد و رویا نیز وقتی می خواهد با او صحبت بکند، به اطاقی دیگر می رود تا شوهرش صحبت او با شخص تلفن کننده را نشنود!
از آنجا که ما آقایان ایرانی اصلا به این چیزها حساس نیستیم و اصلا برایمان مهم نیست که همسرمان با هر کسی که بخواهد صحبت می کند و ما آقایان اصلا خم به ابرویمان نیز نمی اید{!} شوهر رویا نیز فقط با یک کلام که کی بود؟ و جواب رویا که یکی از دوستان بود مواجه می‌شود و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی‌دهد، و با جوابی که رویا به او داده قانع می شود!
همانطور که گفتم ما آقایان ایرانی همه روشنفکر هستیم و اصلا این چیزها برایمان مهم نیست! مگه نه؟
حالا آخر داستان
رویا چند روز است که از خانه رفته و برنگشته است. همسر او دیگر دارد دیوانه می شود، تا از طریق یکی از دوستان همسرش می‌فهمد که رویا کجاست.
وقتی وارد بیمارستان می‌شود و رویا را می بیند، از او سوال می کند که چرا از اول به او ماجرا را نگفته است؟ و رویا در جواب می گوید، که قصد داشته کاری بکند که شوهرش از او متنفر بشود و دیگر نخواهد که او را ببیند!
بعد در حالی که روی تخت دراز کشیده و پشتش را به همسرش کرده می‌گوید: نمی دانی چقدر خوشحالم از اینکه آمده ای!!
من به عنوان یک بیننده بیسواد، اگر می خواستم داستانی در اینمورد بنویسم، مطمئن هستم که می توانستم بسیار بهتر از این چیزی که دیدم بنویسم و یا به عنوان کارگردان صحنه ها را طوری بسازم که برای بیننده قابل قبول تر باشد!
متاسفانه در ایران فیلم‌ها بر اساس اینکه چشم و ابروی هنرپیشه زن فیلم چقدر قشنگ است، و یا هنرپیشه مرد فیلم علیرضا گلزار است ساخته می شود، و انگار نویسنده و کارگردان این وسط در واقع یک بنگاه معامله‌ فیلم دارند و فقط به فکر کمیسیون خود هستند.
یک ایراد خیلی جزیی از فیلم را می گویم و بقیه را اگر خودتان دوست داشتید ببینید و نظر بدهید.
در بیمارستان از زمانی که شوهر رویا وارد می‌شود و رویا با یک لحن نفرت آمیز به او می‌گوید که می خواسته }شوهرش{ از او بدش بیاید، تا زمانی که به او می گوید « نمی دانی چقدر خوشحالم که آمدی» دو دقیقه هم نمی گذرد!
و من بیننده هنوز توی شوک این حرف رویا هستم که این جمله خیلی خوشحالم را می‌شنوم و به جد و آباد نویسنده و کارگردان بد و بیراه می گویم.
اگر مایل هستید این فیلم را ببینید، د ر صفحه هزار و یک لینک و در قسمت سایت و ابزارهای مفید، سایت پرشن هاب را کلیک کنید. برای دانلود کردن فیلم از این سایت نیاز به ثبت نام دارید.

۰:۳۲ صبح -  سهراب
نظرات

سلام آقاسهراب...جالبه من كه توي ايرانم اولين بار اسم اين فيلم رو مي شنوم حالا يا من خيلي پرتم يا اين فيلم؟!!به شما پيشنهاد ميكنم (البته جسارتا)كه قبل از ديدن يه فيلم از مفيد بودن اون مطلع باشيد متاسفانه در حال حاضر از اين فيلمهاي مسخره توي ايران زيادساخته ميشه كه كارگردان اونا يه هنرپيشه قبل از انقلابه كه عشق ساختن اين فيلمارو داره چرا كه قبلا خودش نقش اول همچين فيلمهايي رو اجرا ميكرده.در ضمن مرداي ايراني اصلا حساس نيستن فقط نمي تونن ببينن كه طرفشون با يه بچه 3 ساله حرف ميزنه !!!

نوشته شده توسط ameneh در تاريخ دوشنبه، ۱۶ آبانماه ۱۳۸۴، ۹:۰۹ صبح

راستي من بازم اول شدم يه جايزه اي براي شاگرد اولها بذارين!!!

نوشته شده توسط ameneh در تاريخ دوشنبه، ۱۶ آبانماه ۱۳۸۴، ۹:۰۹ صبح

مزسی بهخاطر لینک اما ترجیح میدم یک همچین فیلم ابکی رانبینم.

نوشته شده توسط fahos در تاريخ دوشنبه، ۱۶ آبانماه ۱۳۸۴، ۹:۲۲ صبح

سلام سهراب عزيز:خوشحالم كه خوبيد . راستش منم اولين بار هست كه اسم اين فيلم رو شنيدم و فكر كنم فيلم خيلي معروفي نبوده،اما تو اين سالهابه نظر من فيلمهاي قابل تحسيني ساخته شده ،شايد يكي از سريالها كه تو اين چند سال اخير برتر بوده،شب دهم بوده ،نمي دونم ديديد يا نه ،ولي اگر كسي ببينه و بخواد بيجا انتقاد كنه فكر كنم بي انصافي بزرگي كرده يا فيلم مارمولك ،و همينطور بازيگر بزرگي مثل پرويز پرستويي كه شايد از نظر چهره خيلي مطرح نباشه ولي بازي زيباش تو هر فيلمي مورد تحسين همه هست.يا شريفي نيا.آقا سهراب يه كم با انصاف با شيددددددددددد.اينقدر انتقاد در مورد مردهاي ايراني!!!!! گرچه
خودم هميشه از جامعه زنان دفاع مي كنم.اما هيچ وقت دلم نمي خواد يك سر فكرم انتقاد باشه،باور كنيد نه اينكه بخوام از شما خداي ي ي ي نكرده ايراد بگيرمااا;).ولي خوب يه كم خوشبينانه تر;;)
مرسي آقا سهراب خوب ب ب ب ب

نوشته شده توسط somayeh در تاريخ دوشنبه، ۱۶ آبانماه ۱۳۸۴، ۰:۲۲ بعدازظهر

من اصولا طاقت اینکه دو ساعت یکجا بشینم و فیلم ببینم رو ندارم ولی بیشتر فیلمهای ایرانی رو شنیدم !!! چطوری ؟ بچه ها میذارن و نگاه میکنن و من هم در حالیکه مشغول انجام کارهای دیگه هستم صداشو میشنوم و معمولا هم اونقدر واضحه که نیازی به دیدن نداره و آدم همشو میفهمه ! استفادهء چند منظوره از تلویزیون به جای رادیو !

نوشته شده توسط روح بازیگوش در تاريخ دوشنبه، ۱۶ آبانماه ۱۳۸۴، ۸:۵۸ بعدازظهر
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت