« پائیز | صفحه اصلی | به روز شد »
پنجشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۴
محاکمهٔ دیکتاتور

دیروز یکی از روزهای خوش زندگی من بود!
وقتی صدام حسین را پشت نرده‌های دادگاه دیدم، از شادی به وجد آمده بودم، شاید بعضی از عراقی‌ها نیز به اندازه بعضی از ما ایرانی‌ها از دیدن این صحنه لذت نبرند و لبخند تلخ و شیرینی بر لبشان نیاید!
وقتی دست و پا زدن‌های صدام را در دادگاه می‌دیدم، در دلم به این دیکتاتور احمق می‌خندیدم!
حیوانی که به هیچ یک از قواعد حقوق بشر توجه‌ای نداشت، صدایش را در دادگاه بلند کرده و می گفت که دادگاه را قانونی نمی‌داند!
هنوز هم فکر می‌کند که حکومت در دست او است و می‌تواند تمام سیستم را با چند کلام به هم بریزد و کاری بکند که قاضی از او معذرت بخواهد.
با چنین انسانهایی باید مثل خوش برخورد کرد. یادم هست که فیلمی از او دیدم در کنگره حزب بعث در عراق.
مردک با یک سیگار برگ به پشت تریبون آمد و گفت اسم‌هایی که می‌خوانم خائن هستند و باید از بین بروند، و بعد شروع به خواندن نامها کرد و هر اسمی را که می‌خواند آن شخص از جایش بلند می‌شد و توسط نیروهای امنیتی به بیرون بده می‌شد!
یکی از این افراد بعد از اینکه از سالن خارج شد، به سختی به داخل سالن آمد و درخواست کرد که چند کلام حرف بزند، و البته صدام موافقت نکرد، و او را نیز مانند بقیه به بیرون بردند و بعد اعدام کردند!
آیا باید با چنین شخصی محترمانه برخورد کرد؟
به نظر من خیر!
صدام باید محاکمه‌اش دقیقا به همان شکلی باشد که مردم عراق را محاکمه می‌کرد.
به امید روزی که تمام دیکتاتور ها را در این وضع ببینیم، عرب و عجم آنها فرقی ندارد.
الهی آمین.

۲:۳۵ صبح -  سهراب
نظرات

تنها چیزی که از این آدم دوست دارم جسارتشه یک دیکتاتور واقعی و البته گاهی نفرت انگیز

نوشته شده توسط katbalou در تاريخ پنجشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۴، ۴:۵۱ صبح

كتي جان
ببخشيد كه بايد كمي رك باشم!
شما هم اگر براي مثال جسد گل آقا را در حالي كه با تركش اين آدم به دونيمه شده بود تحويل گرفته بودي، و یا مثلا جسد گل آقا را می دیدی که بر اثر گازهای شیمیایی خشک و کبود شده، از جسارتش خوشت نمی آمد، و به جای گاهی نفرت انگیز، برای همیشه و تا آخر عمر پر بودی از کینه و نفرت نسبت به این حیوان!
این حیوان اگر کمی جسارت در وجودش بود، نمی گذاشت با آن وضع افتضاح و مثل سگ از توی یک سوراخ بکشنش بیرون!
تن خودت و شوهرت سلامت

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ پنجشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۴، ۶:۴۶ صبح

آقا سهراب فرض كه مثل خودش هم باهاش برخورد بشه اصلا فرض كه به بدترين شكل هم محاكمه و اعدام بشه،تيكه تيكه هم بشه،صد بار تا پاي چوبه دار برن و دوباره اين كار تكرار شه،تموم ميشه؟يعني همين كار براش كافيه،هيچ كدوم از اين كارا نمي تونه اين همه گناه اون رو پاك كنه،فقط بايد اون دنيا جوابگو باشه و تقاص پس بده.در مورد ايميل هم نه من هيچ توقعي ندارم كه جوابي بدين ،اما حداقل انتظار داشتم بگين كه خوندين ولي مهم نيست.خدانگهدار

نوشته شده توسط somayeh در تاريخ پنجشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۴، ۲:۳۰ بعدازظهر

تن تو هم سلامت سهراب عزيز. لزومي نداره اتفاق حتما براي عزيز آدم بيفته تا آدم نفرت انگيز بودنش رو درك كنه. به هر حال حس همدردي هميشه بخشي از وجود آدمه. من هم در نفرت انگيز بودن اعمال صدام و ساير ديكتاتور ها شكي ندارم. منتها صفاتي هستن كه نمود بيروني شون در تعامل با صفات ديگه بروز مي كنه. فرض كن جسارت رو در كسي مثل امير كبير يا گاندي يا صدام مي بيني. وارستگي و انسانيت رو اما در گاندي مي بيني و امير كبير يا مصدق و چه گوارا. برعكس صدام كه خوي حيواني با جسارت آميخته مي شه و نتيجه نفرت انگيز مي شه. جسارتش به خودي خود خوبه. در تعامل با خوي حيواني اش نمود بسيار كثيف و نفرتباري پيدا مي كنه. رسوندم مفهوم رو؟
بهت خوش بگذره.

نوشته شده توسط katbalou در تاريخ پنجشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۴، ۷:۲۲ بعدازظهر

سمیه جان
چرا باید فرض کنیم؟
باید صد برابر بدتر از چیزی که به سر مردم آورده به سرش بیاید!
حق همه ما ایرانی ها است که هر کدام یکبار طناب دار را به گردن صدام بیندازیم!
البته من هم موافقم که باز این کار کافی نیست، اما به همین رضایت می دهیم و بقیه اش را می گذاریم بقیه انجام بدهند!

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ پنجشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۴، ۸:۲۰ بعدازظهر

تنها آدميه كه دلم براش نميسوزه.

من يك تشكر و يك عذرخواهي بهتون بدهكارم.منتها چون فكر ميكنم اگرهم بگم يادتون نمياد جريان چيه توضيح خاصي نمي نويسم.

در ضمن,ننويسيم:توپول;بنويسيم:تپل!

نوشته شده توسط آریاخنه در تاريخ جمعه، ۲۹ مهرماه ۱۳۸۴، ۴:۱۷ صبح
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت