v دلایل پذیرش قطعنامه از طرف آیت الله خمینی
v اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید
v مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را بر ضد ایران تصویب کرد
v معذرت خواهی نویسنده وبلاگ الپر از علی افشاری
v خطوط کهن ايراني به اينترنت مي پيوندد
v ايران از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم خبر داد
v 'آمريکا برای حمله احتمالی هوايی به ايران برنامه ريزی می کند'
v گروگان گیری سیستان و بلوچستان
v ازدواج پستی
[ آرشیو ]
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
دیروز یکی از روزهای خوش زندگی من بود!
وقتی صدام حسین را پشت نردههای دادگاه دیدم، از شادی به وجد آمده بودم، شاید بعضی از عراقیها نیز به اندازه بعضی از ما ایرانیها از دیدن این صحنه لذت نبرند و لبخند تلخ و شیرینی بر لبشان نیاید!
وقتی دست و پا زدنهای صدام را در دادگاه میدیدم، در دلم به این دیکتاتور احمق میخندیدم!
حیوانی که به هیچ یک از قواعد حقوق بشر توجهای نداشت، صدایش را در دادگاه بلند کرده و می گفت که دادگاه را قانونی نمیداند!
هنوز هم فکر میکند که حکومت در دست او است و میتواند تمام سیستم را با چند کلام به هم بریزد و کاری بکند که قاضی از او معذرت بخواهد.
با چنین انسانهایی باید مثل خوش برخورد کرد. یادم هست که فیلمی از او دیدم در کنگره حزب بعث در عراق.
مردک با یک سیگار برگ به پشت تریبون آمد و گفت اسمهایی که میخوانم خائن هستند و باید از بین بروند، و بعد شروع به خواندن نامها کرد و هر اسمی را که میخواند آن شخص از جایش بلند میشد و توسط نیروهای امنیتی به بیرون بده میشد!
یکی از این افراد بعد از اینکه از سالن خارج شد، به سختی به داخل سالن آمد و درخواست کرد که چند کلام حرف بزند، و البته صدام موافقت نکرد، و او را نیز مانند بقیه به بیرون بردند و بعد اعدام کردند!
آیا باید با چنین شخصی محترمانه برخورد کرد؟
به نظر من خیر!
صدام باید محاکمهاش دقیقا به همان شکلی باشد که مردم عراق را محاکمه میکرد.
به امید روزی که تمام دیکتاتور ها را در این وضع ببینیم، عرب و عجم آنها فرقی ندارد.
الهی آمین.

كتي جان
ببخشيد كه بايد كمي رك باشم!
شما هم اگر براي مثال جسد گل آقا را در حالي كه با تركش اين آدم به دونيمه شده بود تحويل گرفته بودي، و یا مثلا جسد گل آقا را می دیدی که بر اثر گازهای شیمیایی خشک و کبود شده، از جسارتش خوشت نمی آمد، و به جای گاهی نفرت انگیز، برای همیشه و تا آخر عمر پر بودی از کینه و نفرت نسبت به این حیوان!
این حیوان اگر کمی جسارت در وجودش بود، نمی گذاشت با آن وضع افتضاح و مثل سگ از توی یک سوراخ بکشنش بیرون!
تن خودت و شوهرت سلامت
آقا سهراب فرض كه مثل خودش هم باهاش برخورد بشه اصلا فرض كه به بدترين شكل هم محاكمه و اعدام بشه،تيكه تيكه هم بشه،صد بار تا پاي چوبه دار برن و دوباره اين كار تكرار شه،تموم ميشه؟يعني همين كار براش كافيه،هيچ كدوم از اين كارا نمي تونه اين همه گناه اون رو پاك كنه،فقط بايد اون دنيا جوابگو باشه و تقاص پس بده.در مورد ايميل هم نه من هيچ توقعي ندارم كه جوابي بدين ،اما حداقل انتظار داشتم بگين كه خوندين ولي مهم نيست.خدانگهدار
نوشته شده توسط somayeh در تاريخ پنجشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۴، ۲:۳۰ بعدازظهرتن تو هم سلامت سهراب عزيز. لزومي نداره اتفاق حتما براي عزيز آدم بيفته تا آدم نفرت انگيز بودنش رو درك كنه. به هر حال حس همدردي هميشه بخشي از وجود آدمه. من هم در نفرت انگيز بودن اعمال صدام و ساير ديكتاتور ها شكي ندارم. منتها صفاتي هستن كه نمود بيروني شون در تعامل با صفات ديگه بروز مي كنه. فرض كن جسارت رو در كسي مثل امير كبير يا گاندي يا صدام مي بيني. وارستگي و انسانيت رو اما در گاندي مي بيني و امير كبير يا مصدق و چه گوارا. برعكس صدام كه خوي حيواني با جسارت آميخته مي شه و نتيجه نفرت انگيز مي شه. جسارتش به خودي خود خوبه. در تعامل با خوي حيواني اش نمود بسيار كثيف و نفرتباري پيدا مي كنه. رسوندم مفهوم رو؟
بهت خوش بگذره.
سمیه جان
چرا باید فرض کنیم؟
باید صد برابر بدتر از چیزی که به سر مردم آورده به سرش بیاید!
حق همه ما ایرانی ها است که هر کدام یکبار طناب دار را به گردن صدام بیندازیم!
البته من هم موافقم که باز این کار کافی نیست، اما به همین رضایت می دهیم و بقیه اش را می گذاریم بقیه انجام بدهند!
تنها آدميه كه دلم براش نميسوزه.
من يك تشكر و يك عذرخواهي بهتون بدهكارم.منتها چون فكر ميكنم اگرهم بگم يادتون نمياد جريان چيه توضيح خاصي نمي نويسم.
در ضمن,ننويسيم:توپول;بنويسيم:تپل!
نوشته شده توسط آریاخنه در تاريخ جمعه، ۲۹ مهرماه ۱۳۸۴، ۴:۱۷ صبحv زمستان است
v ماندن یا رفتن، سوال این است!
v تشکر و قدردانی
v مبارک بادا
v تعطیلات چطوری گذشت
v شکستن رکورد هلند
v بی عنوان
v یک شنبه
v جمعه
January 2008 (۱)
December 2007 (۱)
September 2007 (۲)
August 2007 (۱)
July 2007 (۳)
June 2007 (۱)
May 2007 (۲)
April 2007 (۱)
March 2007 (۲)
February 2007 (۳)
January 2007 (۵)
December 2006 (۲)
November 2006 (۴)
October 2006 (۴)
September 2006 (۴)
August 2006 (۵)
July 2006 (۴)
June 2006 (۲)
May 2006 (۳)
April 2006 (۸)
March 2006 (۳)
February 2006 (۱۰)
January 2006 (۱۱)
December 2005 (۱۱)
November 2005 (۱۵)
October 2005 (۱۶)
September 2005 (۱۴)
August 2005 (۱۷)
July 2005 (۱۱)
June 2005 (۱۲)
May 2005 (۶)
April 2005 (۱۲)
موزیک (۴)
ایران (۵)
بيست و يک روز (۴)
تولدی دیگر (۲۲)
جامعه (۱)
روزمره (۱۰۳)
سیاست (۱۳)
عکس (۱۱)
تنها چیزی که از این آدم دوست دارم جسارتشه یک دیکتاتور واقعی و البته گاهی نفرت انگیز
نوشته شده توسط katbalou در تاريخ پنجشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۴، ۴:۵۱ صبح