« متفرقه! آدمهای متاهل، وبا در ایران | صفحه اصلی | چرچیل نفر اول و خدا نفر پنجاه »
یکشنبه، ۶ شهریورماه ۱۳۸۴
بدون عنوان

ای راحت جان من کجایی؟
در بردن جان من چرایی
جرم دل عذرخواه من چیست؟
جز دوستی‌ات گناه من چیست؟


گویند ز عشق کن جدایی!
کین است طریق آشنایی
من عمر ز عشق می پذیرم،
گر میرد عشق، من بمیرم
پروردهٔ عشق شد سرشتم،
جز عشق مباد سرنوشتم


یارب به خدایی خدایت،
وآنگه به کمال پادشاهیت
کز عشق به غایتی رسانم،
ک‌او ماند اگر چه من نمانم
گرچه ز شراب عشق مستم،
عاشق تر از این کنم که هستم

اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت