v دلایل پذیرش قطعنامه از طرف آیت الله خمینی
v اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید
v مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را بر ضد ایران تصویب کرد
v معذرت خواهی نویسنده وبلاگ الپر از علی افشاری
v خطوط کهن ايراني به اينترنت مي پيوندد
v ايران از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم خبر داد
v 'آمريکا برای حمله احتمالی هوايی به ايران برنامه ريزی می کند'
v گروگان گیری سیستان و بلوچستان
v ازدواج پستی
[ آرشیو ]
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه روز یکشنبه هفدهم آوریل
دیشب که میخواستم بخوایم، پیش خودم فکر کردم که امروز حداقل تا دوازده ظهر خواب هستم، اما از صبح زود بیدار هستم و طبق معمول چیزی که فکر میکردم نشد!
روزهای یک شنبه معمولا روز خانه داری برای من هست، و امروز هم همینطور بود.
از صبح به تر و تمیز کردن منزل مشغول بودم، و کارهای خانه را کمی انجام دادم و کمی دور خودم چرخیدم تا به این ساعت رسیدهام.
لباسها را ریختم در ماشین رختشویی و کمی گوشت چرخ کرده بیرون گذاشتم تا شام کباب بشقابی درست کنم و بخورم.
کاشکی یک دستگاهی برای آشپزی اختراع میشد که مثل ماشین رختشویی کار میکرد!
مواد اولیه را درون آن میریختی و بعد از یک ساعت تقریبا حاضر شده تحویل میگرفتی :)
آشپزی کردن برای من در زندگی هیچوقت آسان نبود، نشده، و نخواهد شد!
آدم ها بنا بر همان غریزهٔ "عادت"، بالاخره به انجام دادن هر کاری در زندگی خود عادت میکنند و سختی اولیه هر کاری به مرور زمان کم میشود ، اما من نمیتوانم بفهمم چرا این مشکل غذا پختن برای من بصورت حل نشده باقی مانده و انگار هیچوقت قرار نیست که به آن عادت کنم.
تنها فرضیهای که برای خودم وجود دارد این است که مردان ایرانی آشپزی و خانهداری را جزوی از وظایف خود نمیدانند و همیشه کسی پیدا میشود که برایشان چیزی بپزد و جلویشان بگذارد، بنا براین مرد ایرانی همیشه در اینمورد منتظر یک فرشته، ناجی، و یا یک همچین چیزی هست! من هم از این قاعده خارج نیستم و منتظر ظهور(!) هستم، خدا یک ناجی برسان(بلند بگو الهی آمین:)
این هفته به احتمال زیاد چند روزی مهمان دارم و سه نفر از خارج به دیدنم خواهند آمد!
دو نفر از این سه نفر خانم هستند و امیدوارم که منتظر نباشند بنده برایشان غذا بپزم و جلویشان بگذارم!
اگر یک همچین فکری دارند امیدوارم برف بیاد و جاده ها بسته بشود تا اینها نتوانند بیایند:)
*******
دوستان عزیز من در این وبلاگ همانطور که دیدهاید، یک قسمت لینکدونی دارم و بعضی از نوشته ها و یا لینکهایی که روزانه با آن برخورد میکنم را در آن میگذارم تا شاید شما هم بتوانید از آن استفاده کنید.
تنها خواهش من این است که اگر احیانا با لینکی برخورد کردید که در ایران فیلتر شده، لطفا در نظر خواهی یادداشتها به من اطلاع بدهید.
کاش به جای ان دستگاهی که میفرمایید قرص غذایی بود که میخوردیم .اینطوری راحت تر بودیم چون دیگر ظرف هم نباید میشستیم!
نوشته شده توسط فاهوس در تاريخ دوشنبه، ۲۹ فروردینماه ۱۳۸۴، ۶:۰۲ صبحيك نكتهاي را كه الان كشف كردم براي خواندن مطالب قسمت لينكداني حتما بايد انها را سيو كرد وگرنه امكان خواندن انها نيست.فكر كنم اين يك ايراد باشد .در ضمن قسمت خاطرات جنگ هم فعال است؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط فاهوس در تاريخ دوشنبه، ۲۹ فروردینماه ۱۳۸۴، ۶:۱۲ صبحفاهوس
من متوجه منظورت از چيزي كه در مورد لينكدوني نوشته بودي نشدم.
اما نوشته شما ار به كسي كه با سايت مشغول هست انتقال مي دهم.
خاطرات جنگ هم به زودى راه اندازي خواهد شد.
v زمستان است
v ماندن یا رفتن، سوال این است!
v تشکر و قدردانی
v مبارک بادا
v تعطیلات چطوری گذشت
v شکستن رکورد هلند
v بی عنوان
v یک شنبه
v جمعه
January 2008 (۱)
December 2007 (۱)
September 2007 (۲)
August 2007 (۱)
July 2007 (۳)
June 2007 (۱)
May 2007 (۲)
April 2007 (۱)
March 2007 (۲)
February 2007 (۳)
January 2007 (۵)
December 2006 (۲)
November 2006 (۴)
October 2006 (۴)
September 2006 (۴)
August 2006 (۵)
July 2006 (۴)
June 2006 (۲)
May 2006 (۳)
April 2006 (۸)
March 2006 (۳)
February 2006 (۱۰)
January 2006 (۱۱)
December 2005 (۱۱)
November 2005 (۱۵)
October 2005 (۱۶)
September 2005 (۱۴)
August 2005 (۱۷)
July 2005 (۱۱)
June 2005 (۱۲)
May 2005 (۶)
April 2005 (۱۲)
موزیک (۴)
ایران (۵)
بيست و يک روز (۴)
تولدی دیگر (۲۲)
جامعه (۱)
روزمره (۱۰۳)
سیاست (۱۳)
عکس (۱۱)
اين تقسيم شدن فعاليت ها هم از اون بلاهاييه كه زندگي كلاسيك به ما تحميل كرده.
نوشته شده توسط باربد در تاريخ یکشنبه، ۲۸ فروردینماه ۱۳۸۴، ۱۱:۲۷ بعدازظهر