« شروع به کار وبلاگ گروهی سایت | صفحه اصلی | یک عکس »
یکشنبه، ۲۸ فروردینماه ۱۳۸۴
چه خبر؟

ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه روز یک‌شنبه هفدهم آوریل
دیشب که می‌خواستم بخوایم، پیش خودم فکر کردم که امروز حداقل تا دوازده ظهر خواب هستم، اما از صبح زود بیدار هستم و طبق معمول چیزی که فکر می‌کردم نشد!
روزهای یک شنبه معمولا روز خانه داری برای من هست، و امروز هم همینطور بود.
از صبح به تر و تمیز کردن منزل مشغول بودم، و کارهای خانه را کمی انجام دادم و کمی دور خودم چرخیدم تا به این ساعت رسیده‌ام.
لباسها را ریختم در ماشین رختشویی و کمی گوشت چرخ کرده بیرون گذاشتم تا شام کباب بشقابی درست کنم و بخورم.
کاشکی یک دستگاهی برای آشپزی اختراع می‌شد که مثل ماشین رختشویی کار می‌کرد!
مواد اولیه را درون آن می‌ریختی و بعد از یک ساعت تقریبا حاضر شده تحویل می‌گرفتی :)
آشپزی کردن برای من در زندگی هیچوقت آسان نبود، نشده، و نخواهد شد!
آدم ها بنا بر همان غریزهٔ "عادت"، بالاخره به انجام دادن هر کاری در زندگی خود عادت می‌کنند و سختی اولیه هر کاری به مرور زمان کم می‌شود ، اما من نمی‌توانم بفهمم چرا این مشکل غذا پختن برای من بصورت حل نشده باقی مانده و انگار هیچوقت قرار نیست که به آن عادت کنم.
تنها فرضیه‌ای که برای خودم وجود دارد این است که مردان ایرانی آشپزی و خانه‌داری را جزوی از وظایف خود نمید‌انند و همیشه کسی پیدا می‌شود که برایشان چیزی بپزد و جلویشان بگذارد، بنا براین مرد ایرانی همیشه در اینمورد منتظر یک فرشته، ناجی، و یا یک همچین چیزی هست! من هم از این قاعده خارج نیستم و منتظر ظهور(!) هستم، خدا یک ناجی برسان(بلند بگو الهی آمین:)
این هفته به احتمال زیاد چند روزی مهمان دارم و سه نفر از خارج به دیدنم خواهند آمد!
دو نفر از این سه نفر خانم هستند و امیدوارم که منتظر نباشند بنده برایشان غذا بپزم و جلویشان بگذارم!
اگر یک همچین فکری دارند امیدوارم برف بیاد و جاده ها بسته بشود تا اینها نتوانند بیایند:)

*******
دوستان عزیز من در این وبلاگ همانطور که دیده‌اید، یک قسمت لینکدونی دارم و بعضی از نوشته ها و یا لینکهایی که روزانه با آن برخورد می‌کنم را در آن می‌گذارم تا شاید شما هم بتوانید از آن استفاده کنید.
تنها خواهش من این است که اگر احیانا با لینکی برخورد کردید که در ایران فیلتر شده، لطفا در نظر خواهی یادداشتها به من اطلاع بدهید.

۲:۵۵ بعدازظهر -  سهراب
نظرات

اين تقسيم شدن فعاليت ها هم از اون بلاهاييه كه زندگي كلاسيك به ما تحميل كرده.

نوشته شده توسط باربد در تاريخ یکشنبه، ۲۸ فروردینماه ۱۳۸۴، ۱۱:۲۷ بعدازظهر

کاش به جای ان دستگاهی که میفرمایید قرص غذایی بود که میخوردیم .اینطوری راحت تر بودیم چون دیگر ظرف هم نباید میشستیم!

نوشته شده توسط فاهوس در تاريخ دوشنبه، ۲۹ فروردینماه ۱۳۸۴، ۶:۰۲ صبح

يك نكتهاي را كه الان كشف كردم براي خواندن مطالب قسمت لينكداني حتما بايد انها را سيو كرد وگرنه امكان خواندن انها نيست.فكر كنم اين يك ايراد باشد .در ضمن قسمت خاطرات جنگ هم فعال است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط فاهوس در تاريخ دوشنبه، ۲۹ فروردینماه ۱۳۸۴، ۶:۱۲ صبح

فاهوس
من متوجه منظورت از چيزي كه در مورد لينكدوني نوشته بودي نشدم.
اما نوشته شما ار به كسي كه با سايت مشغول هست انتقال مي دهم.
خاطرات جنگ هم به زودى راه اندازي خواهد شد.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ دوشنبه، ۲۹ فروردینماه ۱۳۸۴، ۴:۴۱ بعدازظهر
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت