« کمی تا قسمتی حاضر است | صفحه اصلی | شروع به کار وبلاگ گروهی سایت »
سه شنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۴
هلندی‌های احمق


حدودا یازده سال است که من در هلند زندگی می‌کنم و شاید در این مدت من از خودم یازده میلیون بار پرسیده‌ام که چطور شد که هلندی ها اینگونه وضع مالی خوبی پیدا کرده‌اند؟
باید اینجا باشید و ببینید که با چه جماعت احمقی‌ طرف هستید تا متوجه منظور من بشوید!
من همیشه به خودم گفته‌ام که اجداد این هلندی‌ها فقط می‌توانسته‌اند از راه دزدی به این وضعیت مالی برسند.
از نظر دارایی‌هایی طبیعی، کشور هلند زیر صفر به حساب‌ می‌آید! اینها حتی باید خاک کشاورزی‌ زمین‌های خود را نیز ار خارج از هلند وارد بکنند.
نفت و گاز و معادن دیگر که هیچ!
اینکه چرا نوشتم هلندی های احمق به این خاطر است که برای مثال امروز برای واریز کردن پول به بانکی که در آن حساب دارم رفته بودم.
چون برای اولین بار بود که می‌خواستم به این حساب پول واریز کنم، از کارمند بانک خواستم که اطلاعاتی که همراه خودم داشتم را نگاه بکند و ببیند که مشکلی نداشته باشد.خانم بعد از چند بار نگاه کردن و سوال کردن از چند نفر دیگر می گوید <b>ظاهرا</b> مشکلی ندارد!
دردناکترین قسمت داستان این است که اگر مثلا پولی که من می‌فرستم به حساب طرف مقابل واریز نشود و به حساب خودم نیز برنگردد، باید پانزده یورو به بانک پرداخت کنم، تا اینها تحقیق کنند و ببینند چه بلایی بر سر پول آمده است! تاکنون من دوبار این مبلغ را پرداخت کرده‌ام، البته هر دوبار برای ایران پول فرستاده بودم، و پول نه به آنطرف رسیده بود و نه به حساب من برگشت خورده بود.

این از کارمند‌هاشون، حالا بد نیست که مثلا کمی‌ از دکتر های هلندی نیز بنویسم.
فرض کنید که شما به دکتر مراجعه می‌کنید و به او می‌گوید که سرما خورده‌اید!
اینجا کافی است که مثلا یکی از علائم مریضی شما با یک سرما خوردگی معمولی فرق داشته باشد و جواب یکی از سوالهای دکتر را آنطور که به او یاد داده‌اند ندهید.
انگار که تمام دانش دکتری او به یکباره به هم می‌خورد و فکر می‌کنید که با یک آدم عمله طرف هستید!
آقای دکتر با تجربه در این حالت باید ده تا کتاب را باز بکند و بخواند، تا شاید بتواند مشکل شما را بفهمد!
برای خود من پیش آمده که دکتر خانوادگی‌ام بعد از  نگاه کردن به چند کتاب نتوانست بفهمد که مریضی من چه می‌باشد و از اطاق بیرون رفت و از دکتر دیگری سوال کرد و برگشت تا برای من نسخه بنویسد!
توی هر کار دیگری که شما فکر بکنید نیز اوضاع دقیقا به همین منوال است.
آلمانی‌ها، در بین خودشان هلندی ها را "کله پنیری‌های احمق" صدا می‌کنند. از قدیم هم گفته اند: تا نباشد چیزکی، آلمانی‌ها نگویند چیزها.
همین.

 

۶:۲۸ بعدازظهر -  سهراب
نظرات

من كه فكر ميكنم راز موفقيت هلندي ها بيشتر اينه كه خودشون رو به حماقت مي زنن. مثلاَ اگه قرار بود زيادي زرنگ باشن چه جوري اون پانزده يورو رو بگيرن. قالب جالبي براي وبلاگت ساختي. موفق باشي. در ضمن آلماني ها عادت دارن رو بقيه اسم ميذارن. توجه نكن بهشون.

نوشته شده توسط باربد در تاريخ چهارشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۴، ۳:۲۰ صبح

سلام خوبين؟؟ آقاشيريني بدين بابت وبلاگ جديد تبريك ميگم اميدوارم كه موفق باشي.

نوشته شده توسط parya در تاريخ چهارشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۴، ۹:۲۱ صبح

سلاااااااااااااام ! خیلی خیلی مبارک باشه . طراحیش هم واقعا قشنگه . دست همهء کسانی که کمک کردن درد نکنه .

نوشته شده توسط روح بازیگوش در تاريخ چهارشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۴، ۹:۴۸ صبح

به شدت مبارك است!..)مثلا قول همكاري داده بودم.. به بدقولي ديگه!..بذارين به پاي بقيه اخلاق هاي ناشايست من!(
ولي خيلي خوشكله مباركه..

نوشته شده توسط MOkashefeh در تاريخ چهارشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۴، ۱:۰۲ بعدازظهر

بالاخره به سلامتی اسباب کشی کردید.

نوشته شده توسط فاهوس در تاريخ چهارشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۴، ۱:۲۰ بعدازظهر

خيلي مخلصيم! باور كن آدرس جديد رو نداشتم، اصلا فكر كردم كه ديگه نمي نويسي! به هر حال هموني رو همم كه نگه داشتم از سر يادگاري بود.همين الان درستش مي كنم.

نوشته شده توسط rebel در تاريخ چهارشنبه، ۲۴ فروردینماه ۱۳۸۴، ۲:۴۹ بعدازظهر

mobarak bashe
kheili webloge ghashangi shode

نوشته شده توسط susi_heart در تاريخ پنجشنبه، ۲۵ فروردینماه ۱۳۸۴، ۲:۰۳ صبح
اگر وب سایت و یا وبلاگ شما نیاز به تبلیغ دارد، می توانید با من تماس بگیرید و با کمی صحبت و قرار، لوگوی سایت شما در این قسمت قرار خواهد گرفت